بوشهر- «خیام» در بوشهر فقط یک شاعر نیست؛ او همسفر مردم در فهم گذر عمر است، شاعری که رباعیاتش هنوز در کوچهپسکوچههای جنوب، با ضرباهنگ زندگی خوانده میشود.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها: حکیم عمر خیام نیشابوری از درخشانترین چهرههای فرهنگ و اندیشه ایران است؛ حکیمی که نامش با رباعی درآمیخته و نگاهش قرنها است آسمان و زمین را به پرسش میگیرد.
خیام فقط شاعر نبود؛ فیلسوفی ژرفاندیش، ریاضیدانی برجسته و ستارهشناسی دقیق بود، اما آنچه نامش را تا امروز در ذهن و دل مردم جهان زنده نگه داشته، رباعیاتی است که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده و از مرزهای جغرافیا و زمان گذشته است.
جاذبه خیام در این است که شعرش همزمان ساده و عمیق است؛ کلماتی کوتاه، اما معناهایی بلند. او در رباعیات خود از ناپایداری جهان، گذر عمر، تردیدهای انسان، راز هستی و لذت بردن از دم اکنون سخن میگوید.
خیام به زبان شعر یادآور میشود که جهان پیش از ما بوده و پس از ما هم خواهد بود؛ اما این ناپایداری از نگاه او بهانهای برای اندوه نیست، بلکه دعوتی است برای بیدار شدن. برای آنکه فراموش نکنیم «این قافله عمر عجب میگذرد» و زندگی، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید در لحظه زیسته شود.
در استان بوشهر، این جهانبینی خیامی تنها در کتابها و محافل ادبی باقی نمانده، بلکه در دل یک آیین مردمی و زنده جریان یافته است؛ آیینی که به نام خیامخوانی یا خیامی شناخته میشود.
در بوشهر، این سنت سالها است با موسیقی، آواز جمعی و ریتمهای محلی همراه شده و در جمعهای خانوادگی، محافل فرهنگی و برنامههای آیینی جان گرفته است. همراهی نی جفتی، کفزدنهای هماهنگ و خوانش دستهجمعی رباعیات، فضایی میسازد که در آن شعر از صفحه کتاب بیرون میآید و به تجربهای اجتماعی و احساسی بدل میشود.
خیام؛ شاعری برای لحظه اکنون
شاعر و نویسنده بوشهری، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جایگاه خیام گفت: خیام شاعری است که با زبانی موجز، عمیقترین پرسشهای انسانی را پیش میکشد.
مجید رضایی اضافه کرد: راز ماندگاری خیام در همین است که شعرش نه به زمان خاصی محدود میشود و نه به طبقهای ویژه؛ هر انسانی در هر دورهای میتواند خود را در آینه رباعیات او ببیند.
وی افزود: خیام با صراحت به مخاطب یادآوری میکند که دنیا پایدار نیست و همین ناپایداری باید انسان را به هوشیاری برساند، نه به یأس. در نگاه خیام، حالِ اکنون ارزشمندترین دارایی انسان است و از همین رو در رباعیاتش بارها تأکید میشود که باید فرصت زندگی را غنیمت شمرد، پیش از آنکه زمان از دست برود.

بوشهر و خیام؛ پیوندی فرهنگی و دیرینه
در بوشهر، خیام فقط یک نام ادبی نیست؛ بخشی از حافظه فرهنگی مردم است. این شهر و استان، با پیشینهای غنی در موسیقی، شعرخوانی و آیینهای مردمی، زمینهای طبیعی برای پذیرش و بازآفرینی رباعیات خیام داشتهاند. شاید از همین روست که خیامخوانی در بوشهر نهتنها یک برنامه فرهنگی، بلکه نوعی همنشینی شعر و موسیقی و زیست جمعی به شمار میرود.
مدرس ادبیات در دانشگاههای استان بوشهر در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ارتباط مردم بوشهر با خیام، ارتباطی عمیق و ریشهدار است. در فرهنگ جنوب، شعر همیشه با موسیقی، با ریتم و با زندگی روزمره همراه بوده و رباعیات خیام دقیقاً با این روحیه سازگار است.
سید حسن محمدی خاطرنشان کرد: مردم بوشهر در خیام، صدای پرسشهای خودشان را میشنوند؛ پرسش از بودن، از گذر زمان، از فرصت کوتاه عمر و از لذت بردن از لحظه.
وی اضافه کرد: آیین خیامخوانی یا خیامی در بوشهر، یک سنت صرفاً نمایشی نیست، بلکه بازتاب یک فهم فرهنگی است. وقتی نی جفتی نواخته میشود و جمع با کفزدنهای هماهنگ رباعیها را میخوانند، در واقع پیام خیام را به زبان موسیقی و احساس تکرار میکنند؛ اینکه زندگی کوتاه است و باید در همین دم، زیبایی را دید و لحظه را دریافت.
خیامخوانی؛ آیینی میان شعر و موسیقی
خیامخوانی در بوشهر معمولاً در جمعهای صمیمی و آیینهای فرهنگی اجرا میشود. اجرای آن با نی جفتی، ساز بومی و خوشطنین جنوب، رنگی خاص میگیرد. خواننده یا گروهی از خوانندگان رباعیها را با حالوهوایی خاص میخوانند و حاضران با کفزدنهای منظم و پاسخهای آوازی، شعر را به تجربهای جمعی تبدیل میکنند. در این مراسم، شعر از حالت فردی خارج میشود و به یک خاطره مشترک بدل میگردد.
آنچه خیامخوانی را در بوشهر برجسته میکند، فقط زیبایی موسیقایی آن نیست، بلکه پیوند عمیق این آیین با جهانبینی مردم جنوب است. مردمی که با دریا، آفتاب، کار، صبر و گذر زمان زندگی کردهاند، در رباعیات خیام آینهای از تجربه خویش میبینند. در این شعرها، همان آگاهی از گذرا بودن زندگی وجود دارد که در زیست روزمره مردم جنوب نیز حضوری پررنگ دارد.
یکی از رباعیهای مشهور خیام چنین است: «این قافلهٔ عمر عجب میگذرد، دریاب دمی که با طرب میگذرد / ساقی غمِ فردای حریفان چه خوری، پیش آر پیاله را که شب میگذرد». این رباعی، عصاره نگاه خیام به زمان است.
خیام در این شعر میگوید عمر همچون کاروانی شتابان میگذرد و انسان نباید فرصت اکنون را از دست بدهد. پیام اصلی این رباعی، زندگی در لحظه و رهایی از غمِ آیندهای است که هنوز نیامده است.
رباعی دیگر نیز از مشهورترین سرودههای اوست: «بر لوح نشان بودنیها بودهست، پیوسته قلم ز نیک و بد فرسودهست / در روز ازل هر آنچه بایست بداد، غم خوردن و کوشیدن ما بیهودهست». در این رباعی، خیام از سرنوشت، تقدیر و ناتوانی انسان در برابر رازهای بزرگ هستی سخن میگوید.
البته این نگاه، در سطحی دیگر، دعوت به تسلیمِ منفعلانه نیست؛ بلکه نوعی تأمل فلسفی در محدودیت انسان است. او میخواهد بگوید انسان باید جایگاه خود را در جهان بشناسد و به جای فرورفتن در اضطراب، به آگاهی برسد.
خیامخوانی؛ بازخوانی یک پیام کهنهنشدنی
آنچه خیام را برای مردم بوشهر زنده و نزدیک کرده، فقط شهرت جهانی او نیست؛ بلکه این است که شعرش با روح زندگی مردم این دیار همنوا شده است. از همین رو، خیامخوانی در بوشهر تنها اجرای چند رباعی نیست، بلکه بازآفرینی یک اندیشه است: اندیشهای که میگوید جهان گذراست، اما زیبایی، آگاهی و لحظه اکنون را باید جدی گرفت.
در روزگاری که شتاب زندگی و فشارهای روزمره مجال مکث را از انسان میگیرد، رباعیات خیام در بوشهر دوباره یادآوری میکنند که گاهی باید ایستاد، شنید، نگریست و از لحظهای که در آن هستیم بهره برد. شاید راز ماندگاری خیام همین باشد که هر نسل، در هر گوشهای از جهان، معنای تازهای از او میگیرد؛ و در بوشهر، این معنا با صدای نی جفتی، کفزدنهای هماهنگ و شور جمعی، جان دیگری پیدا کرده است.
در استان بوشهر، خیام فقط خوانده نمیشود؛ زندگی میشود. از محافل گرم خیامخوانی تا نوای نیجفتی و کفزدنهای هماهنگ، رباعیات حکیم نیشابور با جان مردم جنوب گره خورده است.


































