یک کارشناس سیاسی در یادداشتی با عنوان پیامی «فرا راهبردی» برای عبور از گردنههای سخت، به اهمیت انسجام ملی و اتحاد به عنوان یک راهبرد ملی، پرداخته است.
یادداشت مهمان_ محمد حسن رحمانی، کارشناس سیاسی؛ در هندسه فکری نظام جمهوری اسلامی، «اتحاد» و «انسجام ملی» نه یک تاکتیک انتخاباتی، نه یک تعارف دیپلماتیک و نه شعار در موسم بحرانها، بلکه ستون فقرات امنیت پایدار و موتور پیشران «تمدن نوین اسلامی» است. پیام راهگشا و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی)، در تبیین ضرورت پرهیز از دوگانهسازیهای موهوم و تأکید بر نقش فراراهبردی اقشار فرهنگساز در هفته دولت امسال، نه فقط یک توصیه اخلاقی، بلکه یک «دستورالعمل عملیاتی» برای عبور از پیچهای تاریخی و خنثیسازی راهبردهای نفوذ دشمن است. این بیانات را باید «مانیفست انسجام» نامید؛ نقشه راهی که خط تمایز میان «خادمی بر اساس مصلحت نظام» و «سیاست بازی براساس حاشیهسازی» را ترسیم میکند.
۱-تاریخ معاصر ایران، بهویژه در دهههای اخیر، تجربههای تلخ و پرهزینهای از «دوگانهسازیهای کاذب» به خود دیده است. تجربه زیست ملت ایران نشان میدهد هرگاه دشمن قسمخورده در دستیابی به اهداف سخت (جنگ نظامی و محاصره اقتصادی) ناکام مانده است، به اتاقهای فکر خود در واشنگتن و تلآویو بازگشته تا «دوقطبیهای موهوم» را در افکار عمومی جامعه انقلابی ایران پمپاژ کند که جنگ ۱۲ روزه پس از شکست در حوزه دیپلماسی در مذاکرات و جنگ رمضان پس از کودتای دی ماه ۱۴۰۴ و مذاکرات اسلام آباد از مصادیق بارز آن است.
وقتی جامعه و مسوولان آن به جای تمرکز بر اتحاد و همبستگی ملی و تاکید بر پیشرفت و حل معضلات معیشتی، درگیر مجادلات ساختگی شوند، توان ملی برای مقابله با چالشهای واقعی هدر میرود. دوقطبیهایی همچون «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا ایستادگی»، نه دعواهای درونخانوادگی، بلکه طراحیهای هدفمند دشمن برای «فرسایش انرژی ملی» است و رهبر معظم انقلاب با درک عمیق از این توطئه است که «ممنوعیت قاطع» هرگونه اقدامی که به ضرر انسجام اجتماعی باشد را صادر فرمودند؛ لذا به صراحت می توان گفت هر سخنی که ناامیدی را تزریق کند، انگیزههای عمومی را تضعیف نماید و در جامعه دوگانههای کاذب بسازد، در واقع «بازی در زمین دشمن» است. خسارتهای بیواسطه و باواسطهای که از این بازیهای رسانهای در گذشته به مردم کشورمان تحمیل شد، تاکنون باید عبرت شده باشد؛ خسارتهایی که هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی را به دوش ملت تحمیل کرد تا عدهای در داخل، سرگرم حاشیهسازی و دوقطبیهای کاذب «سیاسی» شوند. اکنون که کشور با موضوع و مساله بسیار مهمی همچون جنگ تحمیلی دشمن مواجه است و برخی با روایت های غلط و جنگ شناختی بدنبال تضعیف انگیزه های مسوولین و مردم برای حرکت درست در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نظام هستند، باید به این فهم مشترک رسیده باشیم که زمان پایان دادن به این خودزنی های ملی فرا رسیده است. چرا که «انسجام ملی و اجتماعی»، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام وجودی برای عبور از طوفانهای پیشرو در مقابل طراحی های دشمن است.
۲- رهبری حکیم انقلاب هوشمندانه در چهار پیام راهگشای خود دهفتم خرداد به مجلس شورای اسلامی در آغاز سومین سال فعالیت مجلس، در ۷ تیر ماه به مناسبت هفته قوه قضائیه و در پیام به دولت در سومین سال عمر دولت چهاردهم در ۷ شهریور و در پیام «وحدت» به اندیشمندان و مسلمانان در سالروز میلاد با سعادت پیامبر اسلام(ص) و هفته وحدت، هم نگاه افکار عمومی مسلمانان به ضرورت وحدت و همدلی در جهان اسلام و ید واحده بودن در مقابل دشمن را یادآوری کردند و هم شیوه حکمرانی هر سه قوه کشور را بعد از شهادت امام شهید همچون آن عزیز سفر کرده روشن کردند و جالب اینکه در این حکمرانی، دکترینهای امنیتی و سیاسی کشور را فراتر از راهبرد جاری مطرح کردند و در پیام به دولت مشخصا فرهنگ را به عنوان «زیرساخت» و «مبنا» برای تمام تصمیمات قلمداد کردند. این واقعیت را باید در نظر داشت که تنظیم راهبردهای اقتصادی، سیاست خارجی و برنامههای کلان کشور بدون ملاحظه «پیوست فرهنگی»، مانند بنا کردن ساختمان بر روی شنهای روان است.
حتی اگر در کوتاهمدت موفقیتهایی در سایر حوزهها حاصل شود، در میانمدت و بلندمدت، نبود سلامت فرهنگی و خلأ بینش تمدنساز، آن دستاوردها را به فروپاشی درونی و استحاله میکشاند. فرهنگ، همان هوایی است که جامعه تنفس میکند. اگر این هوا مسموم به دوگانهسازی و ناامیدی شود، حتی با پیشرفتهترین صنایع و قویترین ابزارهای قدرت نیز روح حاکم بر جامعه مستعد پذیرش الگوهای بیگانه میشود. بنابراین، تمام دستگاههای حاکمیتی مکلفند جهتگیریهای خود را با اولویت «فرهنگ اصیل انقلابی» همراستا و هماهنگ کنند. در این میان، تأکید معظمله بر «اقشار منبع اشاعهی فرهنگ» یعنی اساتید دانشگاهها و معلمان، اطباء و پرستاران و فراتر از همه اینها بانوان و مادران به عنوان شالوده اصلی فرهنگ که نسل های وفادار به جامعه سالم را پرورش می دهند، سرفصل جدیدی را میگشاید. این اقشار، به مثابهی «سرمایههای نمادین» و «خط مقدم حفظ اصالت ملی» هستند. چرا که اقشار مرتبط با فرهنگ، قهرمانان بیادعای جبهه مستحکم انقلابند.
۳- معلم در آموزش و پرورش و استاد در دانشگاه و حوزه، در واقع مهندسان روح جامعهاند. اگر این اقشار، با انگیزه بالا و نگاه تمدنی به وظیفه خود بپردازند، خروجی آن، نسلی خواهد بود که «تولیدگرا» است نه «مصرفکننده»، و «مقتدر» است نه «منفعل». تقویت شأن و منزلت این اقشار، صرفاً یک مطالبه صنفی نیست؛ یک ضرورت امنیت ملی برای مصونسازی نسل آینده در برابر تهاجم شناختی دشمن است. اگر به نقش این اقشار توجه می شد یقینا امروز شاهد آنچه در جامعه در حوزه حجاب و مسائل فرهنگی شاهد هستیم، یا اتفاق نمی افتاد یا مدرسه، دانشگاه و حوزه این مشکل را حل می کرد و امروز در آستانه بازگشایی مدارس و دانشگاهها این همه نگرانی در حوزه فرهنگ و حجاب در ذهن نخبگان جامعه نقش نمی بست. حتی رهبری معظم انقلاب در راستای حکمرانی در دوره جدید از دو قشر پرتعداد که نقش بسزایی در تمدن سازی و ارتقاء فرهنگ جامعه دارند غافل نشدند و پرستاران، اطباءو بانوان خانه دار را به عنوان آینده سازان این کشور معرفی کردند.
رهبر انقلاب در این زمینه آن دسته از مدافعان سلامت که خود را وقف نهادهای غیرخصوصی کردهاند را تجسم «اخلاق انقلابی» در متن جامعه معرفی کردند. طبیعی است در دنیایی که غرب، نظام سلامت را صرفاً به یک «بیزینس پرسود» تبدیل کرده و انسانیت را در چرخدندههای سرمایهداری خرد میکند، ایثار کادر درمان مؤمن ایرانی، بهترین الگوی فرهنگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب است و این قشر در واقع، سفیران مهربانی و عدالت هستندکه هر حرکت آنها در خدمت به مردم، یک ضربه به تصویرسازیهای دروغین غرب از وضعیت اجتماعی ایران است. اما مهمترین و ظریفترین بخش بیانات رهبر حکیم انقلاب، تجلیل از نقش بانوان خانهدار بود. در هیاهوی فمینیسم غربی که با شعارهای دهانپرکن تلاش شده نقش مقدس مادری و خانهداری را تحقیر کند و زن را به ابزاری در چرخدندههای سرمایهداری تبدیل نماید، نگاه فراراهبردی رهبری، «عزت» را به کانون خانواده بازمیگرداند. زن خانهدار، در حریم مقدس خانه، در حال ترسیمم زیباترین نقش و نگارهای فرهنگ مطلوب آینده بر روح فرزندان این مرز و بوم است. این یک «سرمایهگذاری راهبردی» است. کسی که آینده ایران را میسازد، نه در همایشهای پرطمطراق مدعیان حقوق زن، که در دامان پرمهر مادر ایرانی ساخته میشود. این طیف وسیع از جامعه است که «فرهنگ ایثار، خودباوری و استقلال» را در رگهای نسل آینده تزریق میکنند.
۴- بنابراین، عبور از «دوگانهسازیهای موهوم» و تمرکز بر «ظرفیتهای فرهنگساز»، نسخه شفابخش این روزهای ایران است. دشمن خارجی، به درستی میداند که اگر این ملت با هم متحد بمانند، هیچگونه «فشار حداکثری» قادر به شکست دادن آن نیست. لذا تلاش میکند با هر بهانهای، شکافهای مصنوعی در بین ملت و مسوولان ایجاد کند. امروز، ضرورت حاکم بر کشور، نه ایجاد دوقطبیهای کاذب بر سر موضوعات کماهمیت، بلکه تشکیل «جبههی واحد فرهنگی» برای ساختن یک ایران قوی است. معلمان، پرستاران و بانوان خانهدار، افسران این جبههاند و باید مورد حمایت همهجانبه قرار گیرند. مسئولان و نخبگان سیاسی نیز وظیفه دارند با پرهیز از تندرویها و رفتارهای ساختارشکنانه، راه را برای این نخبگان واقعی جامعه هموار کنند.
بپذیریم که ما در مقطع حساسی از تاریخ ایستادهایم. انسجام ملی، «مهمترین رکن و بلکه تنها رکن امنیت ملی کشور» است. هر کس با هر نیتی، دانسته یا نادانسته، تیشه به ریشه این انسجام بزند و مردم را به جان هم بیندازد، در جبهه دشمن بازی کرده است. لذا با تأسی به این رهنمودهای حکیمانه، فرهنگ ایثار، خودباوری و وحدت را باید در کشور نهادینه کنیم؛ چرا که فردای روشن ایران، در گرو پیوند همین حلقههای به ظاهر کوچک، اما «فراراهبردی» است. چراکه راه پیروزی، از مسیر وحدت میگذرد و این، وعدهی تخلفناپذیرالهی است که خداوند وعده داده که حقطلبان متحد، همواره پیروز میدان نبرد با دشمنند.









































