آنچه از نشانهها و نمادهای حضور رهبر شهید در اربعین ۱۴۰۵ مشاهده شد، تنها لایهای ظاهری از پدیدهای عمیقتر است. به تعبیر خود ایشان، «زیر تابوت شهید معانی متعددی نهفته است».
یادداشت مهمان- مهدی پناهی، پژوهشگر ارتباطات و رسانه: مفهوم «چهل» در قرآن و سنت اسلامی مرتبهای ویژه دارد؛ از چهل شب میقات حضرت موسی (ع) (اعراف: ۱۴۲) و کمال عقل در چهلسالگی (احقاف: ۱۵) تا سنت دیرینه بزرگداشت چهلم در فرهنگ اسلامی و خاورمیانه. بر همین اساس، چهلم شهادت امام حسین (ع) نیز به مرور به اوج استمرار عزاداری عاشورا بدل شد.
زیارت اربعین از دوره اموی و عباسی همواره با محدودیت و سرکوب همراه بود و تنها در مقاطع تضعیف حکومتهای ظالم رونق میگرفت. در عصر صفویه و قاجار با گسترش کتب زیارتی و تثبیت زیارت اربعین در مفاتیحالجنان، سنت پیادهروی نجف تا کربلا میان علما و مردم رواج بیشتری یافت. در دوره مدرن و حاکمیت حزب بعث (۱۹۷۰ تا ۲۰۰۳)، این پیادهروی ممنوع شد و بسیاری از زائران بازداشت یا اعدام شدند؛ تصویری که هنوز در خانههای عراقی از شهدای نامشخص آن دوران به چشم میخورد. با این حال، شیعیان مخفیانه این مسیر را میپیمودند. پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۱ شمسی)، پیادهروی اربعین احیا شد و به بزرگترین اجتماع سالانه مذهبی جهان بدل گردید.
اربعین حسینی سال ۱۴۰۵ شمسی در حالی به پایان رسید که تحت تاثیر دو تحول جدی و درهمتنیده قرار داشت: ۱- شهادت رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای ۲- جنگ تحمیلی آمریکا و متحدان منطقهای علیه عراق. براساس مشاهدات میدانی نگارنده آثار این دو رویداد در ابعاد زیر قابل توصیف است:
۱. نمادهای عمومی در مسیر پیادهروی
بیلبوردها و تابلوهای شهری دولت و شهرداری عراق در مسیر نجف تا کربلا به نام و یاد رهبر شهید آراسته شده بود. این سازهها حاوی پیامهای عمیق تحلیلی بودند؛ از جملات عامیانه عراقی مانند «گناه کودک من چه بود که به دست دشمنان سر بریده شد؟» تا بنرهایی با عبارت «خوش آمدی ای خوارکننده آمریکا و عادیسازی (التطبیع)» که به رسوایی سازشکاران اشاره داشت. تصاویری از شهدای مقاومت ایران و عراق نیز از پرتکرارترین نشانههای مسیر بود.
۲. نمادهای خصوصی و کنشهای فردی زائران
جلوههای مردمی یاد رهبر شهید در رفتارهای فردی کاملاً مشهود بود:
نصب تمثال ایشان و تصاویری از دارالذکر (محل دفن رهبر شهید و خانوادهشان).
ابراز ارادت متفاوت یک شهروند عراقی با نقاشی چهره رهبر شهید و پرچم ایران روی یک خودروی آمریکایی و پارک آن در مسیر.
نصب تصویر ایشان روی کالسکه نوزاد نیجریهای در میان کاروان زائران آفریقایی.
همراه داشتن عکس تاریخی دیدار ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ رهبر شهید با آیتالله موسوی لاری و آیتاللهی توسط زائران لارستانی.
نصب تصاویر بر کولهپشتیها و حمل پرچمهای «یالثارات الحسین» و «یالثارات الخامنهای».
۳. تغییر در شعارهای زائران در روضههای منوره
در حالی که شعارهای پیرامون ضریح مطهر عتبات عمدتاً «لبیک یا حسین»، «حیدر حیدر» و «لبیک یا ابوالفضل» بود، در اربعین امسال طنین «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «هیهات منا الذله» بر فضا غلبه داشت. به دلیل ازدحام شدید، امکان حمل پرچم یا تصویر در این نقاط وجود نداشت و فریاد شعارها تنها کنش ممکن بود.
۴. حضور نمادها در صحنها و بینالحرمین
خارج از روضههای منوره، تمثالهای رهبر شهید در بینالحرمین و صحنهای شریف حضوری پررنگ داشت و جمعهای کوچکی از زائران در کنار این تصاویر به عزاداری و سینهزنی میپرداختند.
۵. تحول در شعارهای هیئتهای عزاداری
هیئتهای مذهبی که طبق سنت سالانه از شارعالقبله وارد حرم امام حسین (ع) شده و به سوی حرم حضرت ابوالفضل (ع) حرکت میکردند، پیش از ورود به حرمین و در طول مسیر، شعارهایی در یادبود رهبر شهید و رهبر جدید انقلاب سر میدادند.
۶. توجه به نزدیکان بیت رهبر شهید
حضور نزدیکان و منسوبان به بیت رهبر شهید در کربلا با استقبال چشمگیر مردم مواجه میشد و زائران با گرد آمدن پیرامون آنان، یاد ایشان و بهویژه نوه خردسالشان را گرامی میداشتند.
این واقعیتهای میدانی با بازنماییهای متفاوتی در رسانهها همراه شد. تولیدکنندگان محتوا سناریوهای متعددی را در طول مسیر اجرا کردند؛ از جمله پرسش از زائران درباره «پدر گمشده» و سپس نمایش تصویر رهبر شهید، یا یادبود دانشآموزان مدرسه شجره طیبه. همچنین مسئله شعارها و عملکرد هیئتهای مذهبی به یکی از محورهای پرچالش فضای مجازی بدل شد.
چالشهای تحلیل و شناسایی آثار این واقعه بر اربعین
۱. امتداد شکاف زبانی: عدم تسلط متقابل زائران ایرانی و موکبداران و مردم عراق به زبانهای یکدیگر، مانع از ثبت و انتقال عمیق دلدادگیها و نیتهای خادمان عراقی درباره شهادت رهبر انقلاب شد؛ چالشی مزمن که مانع عمقبخشی به گفتمان مشترک است.
۲. غفلت از «عقل قدسی» و غلبه «عقل مادی»: تحلیل اربعین با ابزار عقل دنیوی، آن را به مسافت، اسکان و کیفیت خدمات مواکب تقلیل میدهد؛ در حالی که عقل قدسی، عینیت یافتن «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ» و تجلی «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی» را در قدمهای پیرمردان و پیرزنان کمتوان میبیند.
۲. انقطاع از تاریخ و سیاست: ناآگاهی از تاریخچه ممنوعیتهای زیارت در دوران حکام مستبد، پیوند معنایی اربعین با امر سیاسی و نسبت آن با شهادت رهبر انقلاب را در ذهن مخاطب تضعیف میکند.
۳. سطحی ماندن مصداقیابی شعارها: با وجود افزایش فراوانی شعارهای «هیهات منا الذله» و «یالثارات الحسین»، مصداقیابی آنها غالباً در سطح نام آمریکا و رژیم صهیونیستی باقی ماند و به لایههای تحلیلی عمیقتر نفوذ نکرد.
۴. آفات بازنمایی اینستاگرامی: الگوریتمهای توجهمحور اینستاگرام و حضور بلاگرهای حجاباستایل، با تقلیل این آیین عظیم به جلوههای تصویری و نمایشی، بر ابعاد معنایی و قدسی اربعین غبار انداخت.
جمعبندی
آنچه از نشانهها و نمادهای حضور رهبر شهید در اربعین ۱۴۰۵ مشاهده شد، تنها لایهای ظاهری از پدیدهای عمیقتر است. به تعبیر خود ایشان، «زیر تابوت شهید معانی متعددی نهفته است». از این رو، برای درک عمق این اثرگذاری باید حقیقت حضور ایشان را در امتداد همان معنویتی جستوجو کرد که در تشییع پیکر مطهرشان در ایران و عراق متجلی شد. معنویتی که در آینده خود را بیشتر از زمان فعلی و در بزنگاهها نشان خواهد داد.
این حرکت عظیم مردمی، بار دیگر زنده بودن انقلاب، باطن معنوی ملتها، بصیرت و عمق فکری مردم، و عشق آنان به جهاد در جبهه مقاومت را به رخ کشید. تجلی یاد رهبر شهید در اربعین امسال، نه یک یادبود ساده، بلکه تداوم همان سیلی سخت بر پیکر استکبار و بطلان محاسبات ژنرالهای جنگ نرم دشمن بود که نشان داد راه و مکتب شهید، فراتر از مرزهای جغرافیایی، در جان و رفتار امت اسلامی جریان دارد.










































