دزفولِ ایران، نماد ایستادگی، خردمندی و ایمان
دزفولِ ایران، نماد ایستادگی، خردمندی و ایمان

مشاور و دستیار رهبری نوشت: به عنوان فرزند دزفول به شما ملت بزرگ ایران عرض می‌کنم: ما از این گردنه نیز عبور خواهیم کرد. دزفولِ دیروز، زیر باران آتش، زانو نزد تا ایرانِ امروز بماند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد مخبر مشاور و دستیار مقام معظم رهبری به مناسبت چهارم خرداد سالروز ایستادگی قهرمانانه مردم دزفول و روز ملی مقاومت و پایداری یادداشتی نوشت. متن یادداشت به شرح ذیل است:

چهارم خرداد برای من، نه یک نمادِ صرفاً تقویمی، که حافظه‌ای زنده از آژیر قرمز، بوی باروت و گرد و غبار آجرهای فروریخته است. از کوچه‌های دزفول می‌نویسم؛ شهری که چهار دهه پیش، دشمن بعثی خیال کرد با ۱۷۶ موشک و هزاران گلوله توپ می‌تواند آن را از صفحه روزگار محو کند، اما امروز همان شهر، سربلند و استوار، الگوی مقاومت ملی نام گرفته است. اکنون در آستانه این روز ایستاده‌ایم، در حالی که ایرانِ ۱۴۰۵، آزمونی به مراتب سخت‌تر را از سر می‌گذراند. ۴۰ روز از پایان جنگی نابرابر گذشته است؛ جنگی که در آن، دشمن تمام آنچه در چنته داشت رو کرد، اما بزرگ‌ترین جنایتش، به شهادت رساندن مقتدای ما، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بود. اکنون به عنوان کسی که جنگ را نه در اتاق‌های دربسته، که در سنگرهای خط مقدم دزفول زیسته، بر خود فرض می‌دانم تحلیلی واقع‌گرایانه از گذشته، حال و آینده این کشور را ارائه دهم؛ خصوصاً برای جوان‌ترها و شاید برای آنهایی که در پس این سختی‌ها احساس می‌کنند ایران با افق روشن فاصله گرفته و کار از کار گذشته.

برای فهم مسیر پیش رو، نخست باید منطق مقاومت دزفول و خرمشهر را به درستی درک کرد. آنچه در آن شهر ما رخ داد، «ایستادگی منفعلانه» نبود. مردم دزفول زیر آتش ننشستند تا صرفاً زنده بمانند؛ آنان ماندند تا زندگی را معنا ببخشند. در بحبوحه موشک‌باران، بازار دزفول باز بود، مدارس تعطیل نشدند، و چرخ تولید و کشاورزی از حرکت نیفتاد. این تصویر، مفهوم «تاب‌آوری فعال» را در ذهن من حک کرد. تاب‌آوری فعال یعنی تسلیم شرایط نشدن، یعنی تحمیل اراده خود بر میدان نبرد، حتی زمانی که برگ برنده ظاهری در دست دشمن است. این درس دزفول، امروز چراغ راه ایران است.

اکنون در سال ۱۴۰۵، کل ایران تبدیل به دزفولی بزرگ شده است. دشمنی که دیروز در قالب رژیم بعث، صرفاً به تخریب چند استان محدود بود، امروز با تمام ظرفیت نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و رسانه‌ای خود به میدان آمده تا کیان این ملت را از هم بپاشد. اما آنان باز هم مرتکب همان خطای محاسباتی قدیمی شدند: گمان کردند با هدف فرد نظام مردمی ما فرو می‌پاشد. شهادت رهبر عظیم‌الشأن ما، اگرچه داغی جگرسوز بر دل ملت نهاد، اما به گواه عملکرد ۴۰ روز جنگ و پس از آن مدیریت مقتدر و هوشمندانه کشور شرایط آتش‌بس نشان از قدرتی مردمی و انسجامی بی نظیر در تاریخ ایران دارد.

و اما امروز و آتیه این مرز پرگهر:

در بُعد سیاسی، جمهوری اسلامی ایران در ۴۰ روز نبرد، بلوغ نهادینه خود را به رخ جهانیان کشید. سازوکار جانشینی رهبری که امام راحل (ره) بنیان نهادند و مقام معظم رهبری شهیدمان بر استحکام آن افزودند، چنان بی‌وقفه و دقیق عمل کرد که اجازه نداد حتی برای یک ساعت، خلأ مدیریتی در کشور حس شود. مجلس خبرگان رهبری در کوتاه‌ترین زمان ممکن به وظیفه قانونی خود عمل کرد. دستگاه دیپلماسی کشور، هم‌زمان با مدیریت بحران جنگ، توانست اجماع بین‌المللی علیه تجاوز را شکل دهد و انزوای سیاسی آمریکا را عمیق‌تر سازد. اینها نشانه‌های یک نظام سیاسی مردمی، ریشه‌دار و بالغ است، نه ساختاری شکننده.

در بُعد نظامی، آنچه در این نبرد ۴۰ روزه گذشت، محکِ نهایی شعار «قوی شدن» بود. دشمن با تمام توان هوایی و موشکی خود حمله کرد، اما نتوانست ساختار دفاعی کشور را مختل کند. توان بازدارندگی ما، به‌ویژه در حوزه موشکی و پهپادی، نه تنها از میان نرفت، که ضربات متقابل ما در موج‌های مکرر و کوبنده وعده صادق چهار همانند سه وعده صادق پیش‌تر از آن، معادلات دشمن را بر هم ریخت. تنگه هرمز تحت حاکمیت ما ماند. این ایستادگی، ریشه در همان روحیه‌ای دارد که در دزفول دهه شصت، با کمترین امکانات، بیشترین اثرگذاری را ایجاد کرد. فرماندهان ما امروز فرزندان همان نسلی هستند که هنر جنگیدن در عین کمبود را از پدران خود آموختند.

در بُعد اقتصادی، شاید سخت‌ترین فشارها بر مردم وارد شده باشد. جنگ، آن هم در شرایطی که کشور سال‌هاست تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار دارد، هزینه‌های سنگینی به معیشت تحمیل کرده است. من به عنوان کسی که سال‌ها در عرصه مدیریت اقتصادی کشور فعالیت داشته، نمی‌خواهم از کنار این رنج‌ها ساده بگذرم. اما تجربه تاریخی دزفول یک بار دیگر به کار می‌آید: در دل محاصره اقتصادی دوران جنگ تحمیلی، این روحیه خوداتکایی بود که شهر را زنده نگه داشت. امروز نیز، فشار خارجی به موتور محرکی برای عبور از اقتصاد نفتی بدل شده است. فعال‌سازی تجارت با همسایگان، توسعه پیمان‌های پولی دوجانبه و حرکت شتابان به سمت اقتصاد دانش‌بنیان، جهت‌گیری‌هایی است که از دل همین اضطرار بیرون آمده و می‌تواند ساختار اقتصادی ما را مقاوم‌تر از همیشه کند.

در بُعد فرهنگی، دشمن در این جنگ به دنبال شکستن ستون فقرات روحی ملت بود. آنان می‌خواستند با شهادت قائد عظیم و عزیزمان، ملت را دچار یأس و از هم‌گسیختگی کنند، اما نمی‌دانستند با نمایان شدن دست خدا و عیان شدن چهره رهبری سوم انقلاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، دل‌ها در این کشور گرم و عزم‌ها جزم‌تر شد برای قوی تر شدن. خون سرخ آمیخته به فرهنگ عاشورایی ملت و روحیه مؤثر از جهاد و ایثار مردم دزفول همچنان در رگ‌های این ملت جاری است. دشمن تصور می‌کرد نسل جدید، از نسل جنگ فاصله گرفته است، اما صحنه‌های دفاع و خدمت‌رسانی در جنگ‌هایی که کمتر از یک سال رخ داد، ثابت کرد که فرهنگ ایثار و مقاومت، نسلی نیست؛ به عمق هویت این سرزمین گره خورده است.

حال، پرسش کلیدی این است: مسیر آینده چگونه باید ترسیم شود؟ پاسخ را می‌توان در سه راهبردی که رهبر شهیدمان و ایضاً خلف صالح ایشان در پیام‌های اخیرشان برای ما به ارث گذاشته و چون قطب نمایی نجات دهنده هبه کردند، جست‌وجو کرد: عقلانیت، شجاعت، تدبیر و تصمیم به قوی شدن.

عقلانیت حکم می‌کند که در میان غم و خشم، میدان‌دار احساسات نباشیم. ما ملتی داغداریم و حق داریم عزادار باشیم، اما عقلانیت انقلابی به ما می‌گوید که انتقام ما نه اقدام نسنجیده و احساسی، که اثبات حقانیت و بقای این مسیر است. دزفول نیز پس از هر موشک، دست به اقدام کور نزد؛ دزفول ماند، بازسازی کرد و قوی‌تر شد. این عین عقلانیت است.

تدبیر یعنی اینکه بدانیم از فردای این بحران، چه طرحی برای کشور داریم. آسیب دیدن زیرساخت‌ها، هرچند دردناک، فرصتی تاریخی برای نوسازی بر مبنای فناوری‌های نوین و الگوی اقتصاد مقاومتی است. نباید صرفاً به فکر تعمیر خرابی‌ها باشیم، بلکه باید یک جهش زیرساختی را طراحی و اجرا کنیم. این نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و بهره‌گیری از همه نخبگان، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی است.

و مهم‌تر از همه شجاعت و تصمیم به قوی شدن. قوی شدن یک شعار تبلیغاتی نیست، یک ضرورت حیاتی است. ما باید در حوزه دفاعی چنان قدرتی بسازیم که خیال تعرض برای همیشه از سر دشمن بیرون رود که زائیدهٔ شجاعت منحصر به فرد ایرانیان است. باید در اقتصاد چنان استحکامی ایجاد کنیم که تحریم به ابزاری بی‌اثر تبدیل شود. باید در علم و فناوری چنان پیشروی کنیم که حل مسائل کشور به توان داخلی متکی باشد. اینها آرزو نیست؛ نمونه‌هایش را در توان موشکی امروزمان دیده‌ایم. همان‌طور که در دزفول، از دل نداری‌ها، قدرت ساختیم و امثال غلامعلی رشید ها در دل محرومیت ها پیروزی های بزرگی رو برای خوزستان و ایران رقم زدند که همگی ناشی از خود باوری و ایمان به نصرت الهی بود.

سخن آخر اینکه، به عنوان فرزند دزفول به شما ملت بزرگ ایران خصوصاً جوان‌ها عرض می‌کنم: ما از این گردنه نیز عبور خواهیم کرد. دزفولِ دیروز، زیر باران آتش، زانو نزد تا ایرانِ امروز بماند. ایرانِ امروز نیز، با آن همه داغ و درد، زانو نخواهد زد تا ایرانِ فردا، مقتدرتر، آبادتر و سربلندتر سر برآورد. به شرط آنکه مقاومت را با تدبیر بیامیزیم، عقلانیت و شجاعت را از کف ندهیم، و قوی شدن را به یک اراده جمعی تبدیل کنیم. چهارم خرداد، نماد این تولد دوباره است؛ تولدی از دل خاکستر، به سوی فتح.

محمد مخبر