بنی امیه چگونه به قدرت رسید؟/ تبارشناسی ۹۱ سال حکومت استبدادی
بنی امیه چگونه به قدرت رسید؟/ تبارشناسی ۹۱ سال حکومت استبدادی

اگر به تبار نسبی بنی امیه نگاه کنیم دو شاخه اصلی از فرزندان امیه قابل تشخیص است. شاخه اول حرب است که پدر ابوسفیان و جد معاویه به شمار می رود و شاخه دوم ابی العاص است.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام محسن قنبریان استاد حوزه و دانشگاه در محرم امسال سلسله مباحثی با عنوان «طلاخون» را آغاز کرده است که بخش اول آن به تبارشناسی بنی امیه می پردازد و وضعیت اجتماعی سیاسی بنی امیه به عنوان جریان مقابل بنی هاشم و امام حسین (ع) را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

برای درک عمیق تر نهضت عاشورا لازم است بستری را که این واقعه در آن رخ داده است به خوبی بشناسیم. در این تحلیل دیگری یا نیروی مقابل و مخالف نهضت عاشورا سلطنت بنی امیه است. بنابراین نقطه آغازین بحث بررسی خاستگاه سلطنت اموی با تمرکز بر اقتصاد سیاسی آنان و تحولات پیرامونی در حوزه های سیاست و فرهنگ خواهد بود. در جلسه نخست به ریشه های اقتصادی و سیاسی امویان می پردازیم که در نهایت به شکل گیری اقتصاد سیاسی شامی منجر می شود.

اگر به تبار نسبی بنی امیه نگاه کنیم دو شاخه اصلی از فرزندان امیه قابل تشخیص است. شاخه اول حرب است که پدر ابوسفیان و جد معاویه به شمار می رود. شاخه دوم ابی العاص است که دو پسر به نام های حکم و عفان داشت. حکم پدر مروان بن حکم است و عفان پدر عثمان بن عفان محسوب می شود که آغازگر خلافت اموی بود.

سه عنصر کلیدی هویت بنی امیه در دوران پیش از اسلام شکل گرفته بود و پس از ظهور اسلام نیز به ارکان اصلی قدرت آنان تبدیل شد. عنصر نخست جنگ است. پدر ابوسفیان نه تنها نامش حرب به معنای جنگ بود بلکه در واقع جنگجویی سرسخت و فرمانده قریش محسوب می شد و این منصب پس از او به ابوسفیان منتقل گشت تا شاخه نظامی قریش در دست بنی امیه متمرکز شود. عنصر دوم تجارت است که همان گونه که در سوره قریش اشاره شده بنی امیه کاروان های تجاری زمستانه و تابستانه داشتند و این فعالیت ها موجب آشنایی و ایجاد روابط گسترده با قبایل شام شد. عنصر سوم حکومت است. پیش از اسلام حجاز فاقد ساختار حکومتی متمرکز بود و پیامبر پس از بعثت نخستین حکومت اسلامی را بنا نهاد. پس از رحلت ایشان و ماجرای غدیر اگرچه حق خلافت متعلق به حضرت علی و بنی هاشم بود اما قدرت اجرایی به خط میانی قریش منتقل شد. در این طیف بنی امیه در یک سو و خلفای اول و دوم در مرکز قرار داشتند و با روی کار آمدن خلیفه سوم بنی امیه به طور رسمی به قدرت رسیدند و پس از شهادت عثمان و آغاز امامت حضرت علی شورش معاویه شکل گرفت.

نقطه عطف تاریخ بنی امیه دوران معاویه است که این خاندان علاوه بر داشتن دو بازوی قدرتمند جنگ و تجارت حکومت را نیز به دست گرفت. روحیه نظامی گری بنی امیه در فتوحات اسلامی به وضوح نمایان شد. معاویه در زمان خلیفه دوم وارد عرصه فتوحات شد و در دوره عثمان بنیان غزوات تابستانه و زمستانه را گذاشت. او با تاسیس مرکز کشتی سازی در عکا نخستین ناوگان دریایی عربی را ایجاد کرد و پیروزی ناوگان اعراب بر امپراتوری بیزانس در نبرد ذات السواری به فرماندهی معاویه نقطه اوج این اقتدار دریایی بود. روحیه تجاری به عنوان عنصر دوم هویتی به برکت اقتدار نظامی به ویژه پس از نبرد ذات السواری تقویت شد. با فتح شمال آفریقا و اندلس دامنه تجارت بسیار گسترش یافت و مراکز کشتیرانی در قبرس و سواحل بیزانس پیوسته در رفت و آمد بودند و از نظر زمینی نیز شبکه تجاری تا چین و هند و بخارا امتداد پیدا کرد.

عنصری که بنی امیه پیش از اسلام نداشتند اما به برکت اسلام و سپس تصاحب خلافت از سوی عثمان به دست آوردند دولت بود. آنان به دلیل منافع مشترک تجاری پیوندهای نسبی و استراتژیکی نیز ایجاد کردند که مهم ترین آن ها پیوند اموی و کلبی بود. این اتحاد پایه های قدرت آنان را تثبیت کرد و زمینه ساز حکومتی نود و یک ساله با چهارده خلیفه شد. این حکومت دو شاخه اصلی داشت که شاخه نخست سفیانی یا همان معاویه بود و شاخه دوم مروانی نام داشت که پس از مرگ معاویه دوم روی کار آمد و شصت و هشت سال حکومت کرد. بنی امیه در نهایت موفق شدند نخستین دولت جهانی مسلمانان را شکل دهند.