بررسی شکاف میان هنر ملی و اقتصاد جهانی؛ چرا هنر ایران هنوز فقیر است؟
بررسی شکاف میان هنر ملی و اقتصاد جهانی؛ چرا هنر ایران هنوز فقیر است؟

دومین بخش نشست معاونان هنری، سینمایی استان‌ها با دفتر هنرهای تجسمی، نشستی با عنوان «اقتصاد هنر» بود که روز گذشته ۱۱ خرداد در کتابخانه ایران مال برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دومین بخش نشست معاونان هنری، سینمایی استان‌ها با دفتر هنرهای تجسمی، نشستی با عنوان «اقتصاد هنر» بود که با سخنرانی حمیدرضا اردلان پژوهشگر و بهرام کلهرنیا، دبیر هنری رویداد «در ستایش آب» برگزار شد.

در سال‌های اخیر، به‌ویژه از نیمه قرن بیستم تاکنون، بسیاری از کشورها تدابیر مدیریتی خاصی در حوزه هنر اتخاذ کردند که به کسب درآمدهای چشمگیر از فروش آثار و خدمات هنری منجر شد اما در ایران اقتصاد هنر، تا رسیدن به سطح جهانی فاصله دارد. موضوعی که حمیدرضا اردلان به آن اشاره کرد و گفت: دوره‌ حاضر، به نام دوره سرمایه‌داری شناخته می‌شود که مربوط به کشور ما نیست. بحثی‌ مربوط به وضعیت جاری در جهان است. بنابراین اسم اعظم جریان جهانی، سرمایه است؛ سرمایه‌ای که تا قبل از سلطه دیجیتال، اینترنت و هوش مصنوعی، در حوزه مکان قابل‌تحلیل و تأویل بود. پس تا پیش از رشد رسانه‌های اجتماعی، ما صاحب یک سرمایه مکان‌مند بودیم.

وضعیت هنر در کشور ما هنوز در حوزه مکان‌مندی تعریف می‌شود

این پژوهشگر با بیان اینکه وضعیت هنر در کشور ما هنوز در حوزه مکان‌مندی تعریف می‌شود، اظهار کرد: با این رویکرد، ذهنیت ما همچنان معطوف بر بودجه است و تا صحبت از اجراهای هنری می‌شود، بخش بودجه‌ مکان‌مند مطرح می‌شود. تا زمانی که این نگاه وجود دارد، همواره منتظر بودجه می‌مانیم و به‌لحاظ اقتصادی، هنر ایران همیشه فقیر خواهد ماند.

وی با اشاره‌ به رواج اقتصاد خلاق، عنوان کرد: با ظهور رمز ارزها، جهان دیگر متکی به دارایی مکان‌مند نیست. بنابراین مفهوم اقتصاد خلاق شکل گرفت، به این معنا که ایده هنرمند ارزش مالی پیدا کرد. همان‌طور که امروزه تمرکز استارتاپ‌های بزرگ از سرمایه‌های کلان به ایده‌های کاربردی و خلاق تغییر کرده. از اینجا سوژه‌ها به مابه‌ازای سرمایه تبدیل و دارای مفاهیم جدید شده؛ مرزها حذف شد و حق مالکیت اثر، امنیت بیشتری پیدا کرده است.

اردلان، با بیان این نکته که هیچ تمدن و کشوری توسعه پیدا نمی‌کند، مگر با توسعه افراد ساکن در آنجا، گفت: خود ما باید ارکان توسعه را به دست آورده و در معرض استفاده قرار دهیم. شاید در بسیاری زمینه‌ها به توسعه رسیده باشیم اما در حوزه‌ هنر هنوز شرایط خوبی نداریم.

عادت‌زدایی؛ شرط مشارکت در امر فرهنگی

بهرام کلهرنیا هنرمند طراح گرافیک و دبیر هنری رویداد «در ستایش آب» هم درباره اقتصاد هنر در ایران گفت: ما مدت‌هاست که بر اساس یک کلیشه‌ تکراری و عادت‌شده، زندگی می‌کنیم. کسی که می‌خواهد در امر فرهنگی مشارکت کند، باید عادت‌زدایی کند. سنت‌های درمانده، متوقف‌شده و فاقد سودمندی را فوری شناسایی کرده و کنار بگذارد. اما آیا ما جایگزینی پس از حذف آن‌ها داریم؟ آیا به‌روز هستیم و در امر فرهنگی سنت‌شکنی داریم؟ ما سال‌هاست که کلیشه‌های وارداتی را از مدنیت فرهنگ اروپایی نو اخذ کردیم و به‌عنوان کار فرهنگی ارائه می‌دهیم. اما آیا شاهد اتفاق خاصی در این حوزه هستیم؟

به گفته وی، جامعه ما، برای اینکه بتواند در جهان کنونی ریشه بدواند و جایگاه جدید پیدا کند، باید از تکرار کلیشه‌ها فاصله گرفته و دست به جنبش جدید بزند.

کلهرنیا در پایان درباره رسیدن به این مهم، توضیح داد: آیا امروز تمرکز فرهنگی بر راه‌اندازی گالری‌ها و پشتیبانی از هنرمندان و طرح آثار هنری است؟ و اگر می‌خواهیم چنین کاری بکنیم، آیا متر و معیاری برای شناسایی چالش‌های و سنجش وضعیت موجود داریم؟ بنابراین برای فعال‌سازی عرصه فرهنگ، هنر و اندیشه باید نقشه راه در نظر بگیریم و خود را از انجام امور اداری تکراری، دور کنیم.