بحران مشروعیت ترامپ، فرسایش محبوبیت و خشم عمومی در آمریکا
بحران مشروعیت ترامپ، فرسایش محبوبیت و خشم عمومی در آمریکا

رئیس جمهوری آمریکا که با وعده بازگرداندن اقتدار به کاخ سفید وارد میدان سیاست خارجی شده بود اکنون پس از شکست از ایران در جنگ رمضان، با موجی از نارضایتی بی‌سابقه در داخل روبه‌رو است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: در هفته‌های اخیر، فضای سیاسی آمریکا شاهد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های افکار عمومی علیه رئیس‌جمهور این کشور بوده است.

دونالد ترامپ که با وعده‌های بازگشت اقتدار آمریکا و پایان دادن به آنچه «ضعف راهبردی واشنگتن» می‌نامید وارد میدان سیاست خارجی شده بود، اکنون با موجی از نارضایتی بی‌سابقه در داخل روبه‌رو است. مجموعه‌ای از شکست‌های سیاسی و نظامی در پرونده جنگ چهل‌روزه با ایران، به نقطه عطفی در سقوط محبوبیت او تبدیل شده و تحلیلگران از ورود ترامپ به مرحله‌ای از «فرسایش سیاسی سریع» سخن می‌گویند.

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌هایی مانند دیلی بیست و برخی نظرسنجی‌های معتبر آمریکایی نشان می‌دهد که سطح نارضایتی از ترامپ به بالاترین میزان در تمام دوره‌های حضور او در قدرت رسیده است؛ حتی فراتر از دوران پرتنش پس از حوادث ۶ ژانویه ۲۰۲۱. بر اساس میانگین نظرسنجی‌ها، نرخ نارضایتی از عملکرد او به حدود ۵۸.۳ درصد رسیده؛ رقمی که به‌طور معناداری بالاتر از رکوردهای پیشین است و نشان می‌دهد شکاف میان کاخ سفید و افکار عمومی به مرحله‌ای عمیق‌تر وارد شده است.

شکست خارجی و اثر آن بر سیاست داخلی

در تحلیل این روند، نقطه کانونی بسیاری از کارشناسان، جنگ چهل‌روزه اخیر و پیامدهای آن در عرصه سیاست خارجی آمریکاست. این جنگ که با هدف اعلامی «مهار ایران و بازسازی بازدارندگی آمریکا» آغاز شد، نه تنها به دستاوردهای راهبردی قابل توجهی برای واشنگتن منجر نشد، بلکه طبق ارزیابی‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های سیاسی، به یکی از پرهزینه‌ترین درگیری‌های محدود سال‌های اخیر برای ایالات متحده تبدیل شد.

در چنین فضایی، بخشی از افکار عمومی آمریکا این جنگ را نه یک موفقیت نظامی، بلکه یک ماجراجویی پرهزینه تلقی می‌کند که پیامدهای آن به سرعت در حوزه اقتصاد، امنیت و اعتبار بین‌المللی این کشور نمایان شده است. همین برداشت عمومی، به شکل مستقیم بر محبوبیت رئیس‌جمهور تأثیر گذاشته و تصویر او را در افکار عمومی تضعیف کرده است.

نکته مهم در این میان، پیوند خوردن شکست خارجی با نارضایتی داخلی است. در تاریخ سیاسی آمریکا، معمولاً شکست‌های خارجی به سرعت به بحران‌های داخلی تبدیل می‌شوند. در مورد ترامپ نیز این الگو تکرار شده است؛ به‌طوری که اکنون بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا، سیاست‌های او در قبال ایران و رویکرد تقابلی‌اش در سیاست خارجی را عامل تشدید بی‌ثباتی و افزایش فشار اقتصادی می‌دانند.

بحران اقتصادی و فرسایش اعتماد عمومی

در کنار شکست‌های خارجی، وضعیت اقتصادی آمریکا نیز به یکی از محورهای اصلی انتقاد علیه دولت ترامپ تبدیل شده است. بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، از هر ۱۰ آمریکایی، حدود ۷ نفر نسبت به مدیریت اقتصادی دولت ابراز «عصبانیت» یا «ناامیدی» کرده‌اند. این رقم نشان‌دهنده سطح بالای بی‌اعتمادی به سیاست‌های اقتصادی دولت است؛ بی‌اعتمادی‌ای که در بستر تورم، نوسانات بازار و نگرانی از آینده اقتصادی تشدید شده است.

اقتصاد، همواره یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش محبوبیت روسای جمهور آمریکا بوده است. در مورد ترامپ، هم‌زمانی بحران اقتصادی داخلی با هزینه‌های ناشی از جنگ خارجی، یک وضعیت ترکیبی پیچیده ایجاد کرده که فشار مضاعفی بر جایگاه سیاسی او وارد می‌کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که افکار عمومی آمریکا اکنون میان «هزینه‌های جنگ» و «فشار معیشتی» ارتباط مستقیم برقرار کرده و دولت را مسئول هر دو می‌داند.

جنگ چهل‌روزه و تغییر تصویر بین‌المللی آمریکا

از منظر سیاست خارجی، جنگ چهل‌روزه با ایران تأثیری فراتر از میدان نبرد داشته است. این درگیری، به‌زعم تحلیلگران، تصویر آمریکا به عنوان قدرتی بلامنازع را با چالش مواجه کرده و نشان داده که هزینه‌های مداخله نظامی در محیط‌های پیچیده منطقه‌ای تا چه حد می‌تواند سنگین باشد.

در این چارچوب، حتی برخی متحدان سنتی واشنگتن نیز نسبت به تداوم رویکردهای تقابلی ابراز نگرانی کرده‌اند. کاهش اعتماد بین‌المللی به سیاست خارجی آمریکا، یکی از پیامدهای غیرمستقیم این جنگ تلقی می‌شود؛ پیامدی که در بلندمدت می‌تواند جایگاه ژئوپلیتیکی ایالات متحده را تحت تأثیر قرار دهد.

این وضعیت، در داخل آمریکا نیز بازتاب یافته است. منتقدان ترامپ معتقدند که سیاست‌های مبتنی بر فشار حداکثری و تهدید نظامی، نه تنها به اهداف اعلام‌شده نرسیده، بلکه موجب افزایش تنش‌های بین‌المللی و کاهش قدرت چانه‌زنی واشنگتن شده است.

افکار عمومی و تغییر موازنه سیاسی

آنچه در ماه‌های اخیر بیش از هر چیز مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته، تغییر محسوس در رفتار افکار عمومی آمریکاست. نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه، نگاه انتقادی‌تری نسبت به سیاست‌های دولت پیدا کرده‌اند و حمایت‌های پیشین به سرعت در حال کاهش است.

در این میان، رسانه‌هایی مانند دیلی بیست گزارش داده‌اند که میزان نارضایتی از ترامپ به سطحی رسیده که حتی رکوردهای دوره‌های بحران سیاسی پیشین، از جمله پس از حمله به کنگره در ژانویه ۲۰۲۱، را پشت سر گذاشته است. این موضوع نشان‌دهنده شدت شکاف سیاسی در جامعه آمریکاست؛ شکافی که نه تنها کاهش نیافته، بلکه در پی تحولات اخیر عمیق‌تر نیز شده است.

پیامدهای سیاسی و آینده مبهم

ادامه این روند می‌تواند پیامدهای جدی برای آینده سیاسی ترامپ و جریان حامی او داشته باشد. در نظام سیاسی آمریکا، کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور به‌طور مستقیم بر توان او در پیشبرد سیاست‌های داخلی و خارجی اثر می‌گذارد. زمانی که سطح اعتماد عمومی کاهش یابد، ظرفیت مانور سیاسی نیز محدود می‌شود و دولت در برابر کنگره، رسانه‌ها و حتی متحدان خود در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران از احتمال ورود دولت به مرحله‌ای از «انفعال سیاسی» سخن می‌گویند؛ مرحله‌ای که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان با مقاومت‌های داخلی و خارجی بیشتری روبه‌رو می‌شود و توان اجرایی کاهش می‌یابد.

نتیجه

مجموعه تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنگ چهل‌روزه با ایران، فراتر از یک درگیری نظامی محدود، به نقطه‌ای تعیین‌کننده در مسیر سیاسی دونالد ترامپ تبدیل شده است. این جنگ، در کنار بحران اقتصادی و نارضایتی داخلی، تصویری از یک دولت تحت فشار و در حال فرسایش ارائه داده است.

سقوط محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌های اخیر نتیجه زنجیره‌ای از تصمیمات پرهزینه در سیاست خارجی و داخلی تلقی می‌شود. اکنون بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا، خواستار بازنگری در این رویکردهاست و به نظر می‌رسد ادامه مسیر فعلی، تنها به تعمیق بحران مشروعیت سیاسی در واشنگتن منجر خواهد شد.