باید مراقب بود فرم‌های مدرن در جشن غدیر، روح سنتی محافل را از بین نبرد
باید مراقب بود فرم‌های مدرن در جشن غدیر، روح سنتی محافل را از بین نبرد

در مهندسی و ساخت مناسک جدید، به ویژه آیین‌های شادمانی جمعی، طراحان و کارگزاران فرهنگی حاکمیت باید مراقب باشند که فرم‌های مدرن و زرق‌وبرق‌های بصری روح و جوهره سنتی این محافل را از بین نبرد.

به گزارش خبرنگار مهر،«مهمونی کیلومتری غدیرخم» در سال‌های اخیر به یکی از بزرگ‌ترین و پرشورترین کلان‌رویدادهای مذهبی و مردمی در سراسر کشور تبدیل شده است. این حرکت جمعی که با هدف گرامیداشت سالروز ولایت حضرت امیرالمومنین (ع) در مسیرهای مشخصی از شهرهای بزرگ و کوچک برپا می‌شود، در کنار ابعاد زیباشناختی و ایجاد نشاط عمومی، بستر مباحثات و تحلیل‌های جامعه‌شناختی و فرهنگی فراوانی میان صاحب‌نظران بوده است.

یکی از دغدغه‌های جدی منتقدان، نسبت میان این آیین‌های کلانِ حاکمیتی با سنت‌های خرد محلی و خانگی است. برای بررسی ریشه‌ای این موضوع، ابعاد جامعه‌شناختی نوسازی، مدل مطلوب حکمرانی فرهنگی و سنت مناسک‌سازی اهل‌بیت (ع)، به سراغ حجت‌الاسلام عابدی، پژوهشگر حوزه و دانشگاه رفته‌ایم تا در گفتگویی، به کالبدشکافی این پدیده بپردازیم..پیشتر بخش اول این گفتگو، اینجا منتشر شده بود.آنچه در ادامه می خوانید بخش دوم این گفتگوست:

*برای تبیین این مدل مطلوب حکمرانی فرهنگی، آیا می‌توان از تجربه‌های تاریخی کشور خودمان الگوبرداری کرد؟

بله، بازخوانی تاریخ معاصر ایران و فناوری اجتماعی به کار رفته در دوران مبارزات پیش از انقلاب اسلامی بسیار در این زمینه راه‌گشا و الهام‌بخش است. در آن دوران، حاکمیت وقت نه تنها حامی مناسک شیعی نبود، بلکه سد راه آن قلمداد می‌شد. در چنین بستر تقیه‌آمیز، سخت و خفقان‌آوری، آنچه بار نهضت و مبارزه را به دوش کشید، شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم از هسته‌های خرد خانگی و هیئت‌های کوچک محلی بود. این کانون‌های پراکنده اما متصل، بعدها از طریق ساختارهایی هوشمندانه چون «هیئت‌های مؤتلفه اسلامی» به یکدیگر پیوند خوردند.

*این شبکه مویرگی مردمی پیش از انقلاب، چه دستاورد و کارکرد استراتژیکی در تغییر ساختار سیاسی داشت؟

این شبکه مویرگی توانست موضع، پیام و عواطف حسینی را به عمق فضای مبارزاتی تزریق کند. همین شبکه بود که راهپیمایی‌های عظیم و بی‌نظیر تاسوعا و عاشورای سال ۵۷ را سازماندهی کرد، شعارهای بنیادین نهضت را تباربخشی نمود و در نهایت، صورت‌بندی ساختار سیاسی جدید را به شکل یک «انقلاب اسلامی» رقم زد. این تجربه تاریخی به ما می‌آموزد که قدرت واقعی نهاد دین در هم‌افزایی تک‌تک این سلول‌های کوچک مردمی نهفته است.

*حاکمیت امروز چگونه می‌تواند این فناوری اجتماعی دوران انقلاب را در کلان‌رویدادهایی مثل جشن غدیر پیاده‌سازی کند؟

حاکمیت امروز باید فناوری جشن‌های ملی مانند غدیر را به این سطح از ارتقای ساختاری برساند؛ یعنی به جای تبدیل مردم به تماشاچیان و مصرف‌کنندگان محض خدمات دولتی در یک مسیر چند کیلومتری، فضا را به گونه‌ای مدیریت کند که هر صنف، هر خانواده، هر مسجد و هر محله، خود را مالک، طراح و برپاکننده بخشی از این پازل عظیم ببیند. نباید مردم حس کنند کارفرمای جشن دولت است و آن‌ها صرفاً مصرف‌کننده هستند.

*اگر به ریشه‌های دینی برگردیم، سنت مناسک‌سازی اهل‌بیت (ع) چه ویژگی‌هایی دارد؟ نگاه ائمه اطهار به این محافل چگونه بوده است؟

یک بررسی عمیق در میراث حدیثی و سیره عملی ائمه اطهار (ع) نشان می‌دهد که نگاه آن بزرگواران به محافل مذهبی، توامان واجد دو ساحت «سازماندهی تشکیلاتی» و «پیوند عاطفی عمیق» بوده است.

برای نمونه، در روایات متعددی، ائمه (ع) از اصحاب خود با تعابیری نظیر «أَتَخْلُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ؟» یعنی «آیا با یکدیگر خلوت می‌کنید و از ما سخن می‌گویید؟» جویای احوال محافل مذهبی‌شان می‌شدند. این واژه «خلوت کردن» و گفت‌وگوهای صمیمانه در محیط‌های دنج، دلالت بر لزوم شکل‌گیری حلقه‌های گرم، خویشاوندی و محلی دارد که در بافت زیرساختی جامعه، کارکرد کادرسازی، کانون امیدبخشی و شبکه‌سازی اجتماعی دارند. این بعد تشکیلاتی و عاطفی نباید در فرم‌های مدرن گم شود.

*در لایه درونی این مناسک، عنصر عاطفه چطور معنا می‌شود؟ برخی نگرانند که این مدل‌ها به کارناوال‌های بی‌هویت تبدیل شوند. طراحان فرهنگی به چه نکاتی باید توجه کنند؟

نکته شگفت‌انگیز در روایات، تاکید ویژه بر عنصر «اشک و پیوند عاطفی»، حتی در مناسک مربوط به شادی و اعیاد است. در بستر معرفتی شیعه، عاطفه و عقلانیت به هم گره خورده‌اند. اشک ریختن برای مصائب یا شوق وصال اهل‌بیت (ع)، حتی در اعیادی چون نیمه شعبان و غدیر، مایه افسردگی نیست؛ بلکه بر اساس روان‌شناسی دینی، موجب صیقل خوردن روح، انبساط خاطر و بهجت درونی فرد می‌شود؛ همان حس سبکی، برادری و آرامشی که همه ما در دقایق پایانی یک هیئت مذهبی و در فضای چای‌خانه آن لمس می‌کنیم.

بنابراین، در مهندسی و ساخت مناسک جدید، به ویژه آیین‌های شادمانی جمعی، طراحان و کارگزاران فرهنگی حاکمیت باید مراقب باشند که فرم‌های مدرن، زرق‌وبرق‌های بصری و موسیقی‌های پاپ، روح و جوهره سنتی این محافل را که همان ایجاد پیوند عاطفی عمیق، حیا، فروتنی و ذکر الهی است، از بین نبرند. مناسک مذهبی نباید به کارناوال‌های سکولار و بی‌هویت غربی که صرفاً تخلیه هیجان آنی را هدف قرار می‌دهند، شبیه شوند.

*به عنوان سوال پایانی، بایسته‌ها و افق پیش‌روی نقد مصلحانه در این حوزه چیست و در نهایت چه چشم‌اندازی را برای آینده این کلان‌رویدادها پیش‌بینی می‌کنید؟

جامعه اسلامی برای رشد و بالندگی، همواره نیازمند نگاه انتقادی، خودارزیابی و بازخوانی مسیرهای طی‌شده است. وجود نقص‌ها، ریخت‌وپاش‌های بیهوده اقتصادی در برخی بخش‌های کلان‌جشن‌ها، سوءمدیریت‌های ترافیکی یا کم‌توجهی به ظرفیت‌های اصیل بومی و فامیلی، پدیده‌هایی واقعی و شایسته نقد علمی و دلسوزانه‌اند. نقد مصلحانه، حاشیه را از متن جدا می‌کند و به ارتقای کیفیت آیین‌ها یاری می‌رساند؛ اما این آسیب‌شناسی‌ها هرگز نباید دست‌مایه‌ای برای هجمه به اصل وظیفه ذاتی و مشروع حاکمیت اسلامی در اقامه شعائر الهی قرار گیرد. پاک کردن صورت‌مسئله و سلب مسئولیت فرهنگی از نظام، انحراف از مبانی شریعت است.

راهکار آینده، در تقابل برساخته میان «سنت‌های مردمی» و «آیین‌های حکومتی» نیست؛ بلکه افق روشن در گرو عبور از تصدی‌گری مستقیم دولتی به سمت حمایت هوشمند و شبکه‌سازی هسته‌های خرد مردمی است. اگر کلان‌رویدادهایی چون مهمانی غدیر بتوانند به عنوان یک چتر حمایتی، هزاران هسته خرد محلی را درون خود سازماندهی کنند و به هر کدام هویت و میدان عمل ببخشند، آن‌گاه شاهد پیوند خجسته اصالت سنن بومی با اقتدار آیین‌های ملی خواهیم بود؛ مدلی که در آن، قدرت نهاد دین و نشاط عمومی جامعه به زیباترین شکل ممکن تجلی خواهد یافت.