سردبیر روزنامه الاخبار لبنان ضمن تشریح جزئیات ناگفته از عملیات تروریستی انفجار پیجرها، اهداف و انگیزههای مربوط به انتقام از ترور وحشیانه سید حسن نصرالله توسط رژیم صهیونیستی را تشریح کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ابراهیم الامین سردبیر روزنامه الاخبار لبنان در مقالهای در تشریح جزئیات جدیدی از عملیات صهیونیستی انفجار پیجرها در شهادت و زخمی شدن تعداد قابل توجهی از شهروندان لبنانی و عناصر وابسته به حزب الله، نوشت: یک تراشه بسیار نازک به ضخامت یک کاغذ معمولی، کافی بود تا پیجرهای دستی را با اثری مشابه یک بمب واقعی، مجهز کند. این تراشه در مواد تشکیل دهنده باتری دستگاههای بیسیم (پیجر) کار گذاشته شده بود.
این تحلیلگر عربی با اشاره به نقش آمریکا در این اقدام تروریستی نوشت که این ماده در اسرائیل ساخته نشده بود، بلکه در یک مرکز نظامی متعلق به ارتش آمریکا، واقع در یکی از پایگاههای این کشور در ایالات متحده ساخته شده بود. آزمایشهای متعددی که در ابتدا انجام شد، نه برای خودِ فرآیند پیجر، بلکه برای مسائل دیگری بود که پیشتر در نقاط مختلف جهان، از جمله در فلسطین و ترور یحیی العیاش آزمایش شده بود.
الاخبار نوشت که این فریبکاری، دستورالعملی عجیب برای سرویسهای اطلاعاتی جهان نیست، بلکه ویژگی ذاتی، ساختاری و بنیادین آنهاست. البته در مورد اسرائیل، این فریبکاری هیچ حد و مرزی ندارد.
«شاه کلید» صهیونیست ها در اجرای عملیات پیجر
ابراهیم الامین در تشریح جزئیات عملیات پیجرها مینویسد که «یوسی کوهن» که بعدها به ریاست موساد رسید، وظایف جدید خود را در کنار «مئیر داگان» آغاز کرد؛ داگان جنایتکارترین رهبر موساد است که طرحهای زیادی علیه حزبالله انجام داده است. او برنامهای ویژه را پس از آزادی سال ۲۰۰۰ آغاز کرد، چرا که شرایط پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، تمام درها را به روی او گشود. در آن زمان، تمام جهان به کانون فعالیتهای امنیتی تبدیل شد که آمریکا برای انتقام از قربانیانش آن را رهبری میکرد.
مدتی بعد، داغان، یوسی کوهن را به لبنان فرستاد. او چندین بار وارد لبنان شده است. مهم نیست کوهن چگونه وارد لبنان شد و کجا اقامت کرد و با چه کسی ملاقات کرد، اما باید دانست که او کسی بود که پیش از این در مدیریت «طرح نفوذ انسانی» در حزبالله فعالیت داشت. مأموریت اصلی وی، دسترسی به فرماندهان ارشد مقاومت بود. لیست مورد نظر وی علاوه بر حزب الله، شامل تمام اعضای شورای جهادی این حزب میشد؛ چه کسانی که برای مردم شناخته شده بودند و چه کسانی که همچنان در سایه بودند. او مجهز به تمام اطلاعاتی بود که اسرائیل درباره کسانی که در توسعه توانمندیهای مقاومت نقش داشتند، جمعآوری کرده بود.
چرا نصرالله هدف درجه یک دشمن صهیونیستی بود؟
دشمن صهیونیستی با این ذهنیت، نبرد خود را علیه مقاومت در لبنان مدیریت میکرد. در این چرخه، سید حسن نصرالله به عنوان فردی شناخته می شد که رژیم صهیونیستی را به شدت تهدید میکرد. از نظر دشمن، ایشان تنها یک دبیرکل با اختیارات گسترده نبود، بلکه به چتری بدل شده بود که پوششی جامع برای دنیایی از فعالیتهای مقاومتی علیه اسرائیل در سراسر کره زمین فراهم میکرد. مهم ترین هدف دشمن، این بود که مسیر حرکت سید شهید را بشناسد و وقتی توانست آن را مشخص کند، وارد مرحله اجرایی شد.
چگونه می توان انتقام سید شهید را گرفت؟
ابراهیم الامین در بخش پایانی مقاله خود می نویسد: دو سال از شهادت سید حسن نصرالله میگذرد و مردم به راحتی از این شوک بیرون نخواهند آمد. البته موضوع فراتر از خستگی ناشی از احساس فقدان است؛ حامیان مقاومت به فقدان عادت کردهاند و در ذهن و قلب خود انگیزههایی دارند که فقدان را به یک نعمت، تبدیل میکند. این مزیتی است که مؤمنان در اختیار دارند.
الاخبار می افزاید که اگر هدف جنگ فراگیر در تمام جبههها، جلوگیری از استراحت طرف مقابل و نفس گرفتن برای فکر کردن به آینده باشد، رژیم صهیونیستی به خوبی میداند که جنگ تمام نشده و نخواهد شد. درسهای پس از «طوفان الاقصی» به سادگی به ما میگوید که ما با دشمنی روبرو هستیم که نمیتوان با او همزیستی داشت و قطعا نباید این دشمن، نه به عنوان یک رژیم و نه نهاد و نه حتی در سطح جمعیت در منطقه باقی بماند.
مهمترین چیزی که باید بدانیم این است که ایده انتقام، یک عملیات خشمآلودِ قبیلهای نیست؛ بلکه مأموریتی کامل است که با اعتقاد به عدالت و اصرار بر دستیابی به بهترین نتایج همراه است، اما نیازمند هوشمندی فراتر از مکر صهیونیستهاست. مهمتر اینکه، این ایده به پایداری نیاز دارد که راه خود را با «نسلی جدید و طوفان» پیدا خواهد کرد.
اکنون روشن شده است که مبارزه با دشمن اشکال بسیاری دارد؛ اما آنچه مقاومت در لبنان و فلسطین به آن نیاز دارد، عملی از نوعی متفاوت است؛ عملی که در آن تقلید و شبیهسازیِِ خبیثانهترین و دردناکترین اقدامات دشمن وجود دارد. به همین علت باید دشمن را به بهترین نحو و در اعماق جامعهاش و با تمام ابعادش شناخت.
ابراهیم الامین در پایان تصریح کرد: باید بدانیم دشمن صهیونیستی چگونه در اتاقهای خانه کاغذیاش گشت و گذار می کند. باید به ذهنش نفوذ کنیم. در این صورت ما ابزاری برای انتقام خواهیم داشت که تنها به ضخامت یک برگه کاغذ نیست، بلکه به ضخامت تمام کتاب های تاریخ خواهد بود.
تنها در آن روز است که میتوانیم در برابر مرقد سید حسن نصرالله بایستیم، نه برای خواندن فاتحه و ریختن اشک، بلکه برای ادای احترامی حقیقی به یاد کسی که همچنان شاهدِ حقانیت مقاومت و توانایی آن در تحقق پیروزی باقی میماند.











































