عوامل نمایش «دیکتهطور» که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر اجرا میشود، از روند تولید و اجرای این اثر گفتند و تأکید کردند که هجمهها و شرایط سخت تأثیری برانگیزهشان برای فعالیت نداشته است.
خبرگزاری مهر-گروه هنر-علی حیدری-فریبرز دارایی؛ جنگ رمضان و شرایطی که در زمستان سال ۱۴۰۴ تجربه شد تئاتر ایران را به تعطیلی کشاند و گروههای تئاتری، چه آنهایی که آثارشان روی صحنه بود و چه آنهایی قصد اجرای اثری جدید را داشتند، با یک توقف و تعطیلی حداقل ۲ ماهه مواجه شدند.
در شرایطی که سپری شد مشخص نبود که تئاتر بار دیگر میتواند در سالنهای نمایش از مخاطبان و علاقهمندان به هنرهای نمایشی میزبانی کند یا نه. با آغاز آتشبس زمزمههای از سرگیری فعالیتهای تئاتری شنیده شد و در نهایت و به طور جدی از اوایل اردیبهشت سال ۱۴۰۵ بار دیگر گروههای نمایشی به اجرای آثار خود پرداختند.
البته شرایط اجتماعی و اقتصادی از سرگیری فعالیتهای اجرایی گروههای تئاتری را با سختی همراه کرده بود اما گروههای مختلف در این شرایط بار دیگر به صحنه آمدند و پذیرای مخاطبان تئاتر شدند.
یکی از گروههایی که این روزها و در صف اول شروع اجراهای تئاتری بعد از تعطیلی طولانیمدت جنگی قرار دارد، گروه نمایش «دیکتهطور» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی است.
این نمایش این روزها در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است و به موضوع خانوادهای میپردازد که تفکر خودپرستانه و اشتباه پدر، زندگی پر چالشی را برای اعضای آن رقم میزند؛ شرایطی که باعث رو در روی هم قرار گرفتن اعضای خانواده میشود.
طراحی صحنه «دیکتهطور» در عین سادگی ویژگی اجرایی قابل قبولی را رقم زده است؛ چیدمانی از آجرهای خشتی در کف سالن که در لحظات مختلف نمایش کاربردهای گوناگونی دارند و در کل نمایش به غیر از یک شخصیت، بازیگران همزمان با ایفای نقشهایشان باید روی آجرها حرکت کنند.
«دیکتهطور» که نمایشی ۵۰ دقیقهای است، در یک فضای یکدست و خوشریتم توسط گروه شکل گرفته و اجرا میشود. این اثر نمایشی هم به مانند دیگر آثار هنری دارای نقاط قوت و همچنین ضعفهایی است که علیرضا معروفی نویسنده و کارگردان، الهه زحمتی، کیمیا خلج، ایمان سلگی و مجید رحمتی از بازیگران «دیکتهطور» با حضور در خبرگزاری مهر به ارائه نقطه نظرات خود درباره روند تولید و اجرای این اثر، چالشهایی که با آن مواجه بودند، اجرای نمایش در شرایط اجتماعی و سیاسی کنونی جامعه و همچنین نوع نگاه این اثر و موضوعی که مطرح میکند، پرداختند.
در ادامه بخش اول نشست عوامل نمایش «دیکتهطور» آمده است:
* اتفاقی بعد از جنگ رخ داده این است که گروهها برای اجرا رفتن تردید دارند؛ بخشی از این امر ناشی از نامشخص بودن وضعیت استقبال مخاطبان و همچنین نبود امکان تبلیغات در فضای مجازی است. در این شرایط در میان تئاتریها ۲ مفهوم «قربانی» و «راهگشا» وجود دارد. اینکه اگر گروهی بعد از جنگ اثرش را اجرا میکند فارغ از فروش یا استقبال مخاطب، راهی را باز میکند تا باقی گروهها نیز پا به عرصه اجرا بگذارند یا اینکه این گروهها با اجرای آثارشان بعد از جنگ به نوعی قربانی شرایط هستند. شما نیز جزو اولین گروههایی محسوب میشوید که بعد از جنگ اثرتان را روی صحنه بردید. با توجه به شرایط سخت و هزینههای بالای تولید تئاتر و همچنین وضعیت استقبال مخاطب، گمان میکنید «قربانی» شدهاید یا شرایط «راهگشا» خواهد بود؟

علیرضا معروفی: من در دوران کرونا نمایشی را با عنوان «تنها» تولید کردم. در شرایطی در شهریور سال ۹۹ تمرینهای آن نمایش را شروع کردیم که تئاتر به طور کلی تعطیل بود. قرار بود جشنواره ملی «تئاتر مقاومت» به صورت آنلاین برگزار شود. حدود ۱۰ بازیگر و ۷ نفر عوامل در یک اتاق کوچک با ماسک تمرین کردیم و شرایط خیلی سختتری از حالا بود. آن کار در جشنواره شرکت کرد و اثر برگزیده شد و به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا کرد. تا بهمن سال ۱۳۹۹ هنوز اجرای عمومی شکل نگرفته بود. در تیر سال ۱۴۰۰ نمایش را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بردیم که بعد از ۷ اجرا ۷۰ روز تعطیل شدیم و ادامه اجراها به مهر و آبان آن سال موکول شد. در آن زمان مردم تشنه تئاتر دیدن بودند و به سوی سالنهای تئاتر هجوم آوردند.
معروفی: در شرایط فعلی معتقد نیستم که برخی گروهها قربانی میشوند بلکه فکر میکنم راهگشایی اتفاق میافتد. تئاتر آنقدر مقدس است که هر بهایی برای آن بپردازید به همان میزان به شما بازپس میدهد«تنها» را ۴۵ شب اجرا کردیم که فقط ۳ شب ظرفیت تماشاگر سالن تکمیل نشده بود و ۴۲ اجرای دیگر با ظرفیت کامل مخاطب اجرا شد. این اجرا باعث شد تا راه باز شود و بلافاصله فرصت اجرا در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی برایم مهیا شد که نمایش «تلفات» را اجرا کردیم. در آنجا هم با استقبال شدید مخاطب مواجه شدیم. تجربه بعدیام اجرای نمایش «جریان» در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر بود که بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱ به صحنه رفت؛ در زمانی که کمتر گروهی حاضر میشد اثرش را روی صحنه ببرد زیرا شرایط به دلیل تعطیلی بلندمدت تئاتر سخت بود. تمرین نمایش را شروع کردیم و نمیدانستیم با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد. برخی به ما ناسزا میگفتند و شرایط عجیب و غریبی را تجربه کردیم اما باز هم راهگشایی اتفاق افتاد.
در شرایط فعلی هم معتقد نیستم که برخی گروهها قربانی میشوند بلکه فکر میکنم راهگشایی اتفاق میافتد. تئاتر آنقدر مقدس است که هر بهایی برای آن بپردازید به همان میزان به شما بازپس میدهد. ما جایزه خودمان را در «تنها» و «جریان» گرفتیم و شک ندارم که با توجه به استقبال مخاطب در «دیکتهطور» هم جایزه خود را میگیریم. معتقدم در این شرایط نگاه خود هنرمندان تئاتر هم حائز اهمیت است. من شاهد حضور تهیهکنندگان و هنرمندان شناخته شده تئاتر برای اجرای آثارشان هستم که متقاضی اجرا هستند.
* در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی، رغبت کار کردن در عرصه هنر به ویژه تئاتر ریسک پذیری بالایی دارد؛ از هجمههایی که به هنرمندان و گروه وارد میشود تا دغدغههای تأمین هزینههای مالی و تولید کار و دستمزد اعضای گروه. آیا تولید «دیکتهطور» پیش از شرایط اجتماعی ایران و جنگ شروع شد یا در ایام جنگ این اتفاق شکل گرفت. چگونه با هجمههایی که وارد میشود و همچنین شرایط اقتصای موجود این ریسک را پذیرفتید و اثرتان را به صحنه آوردید؟

ایمان سلگی: بعد از شرایط اجتماعی دی ۱۴۰۴ به همراه علیرضا معروفی به فکر این بودیم که برای بهتر شدن حالمان کاری را تولید و اجرا کنیم. وقتی گروه دور هم جمع شدیم به فکر تولید و اجرای «دیکتهطور» افتادیم؛ یعنی تصمیممان قبل از شروع جنگ بود. برای برخی تئاتر کار کردن به نوعی تفریح است ولی واقعیت این است که بسیاری از هنرمندان شغلشان تئاتر است و زندگیمان از این طریق میگذرد. ما هم مثل خیلی از مردم ناراحت و غمگین هستیم ولی نمیتوانیم کار نکنیم. هجمهها هست ولی واقعیت این است که افراد در مشاغل دیگر فعالیت نمیکنند؟ کار کردن در این شرایط ایثار نیست بلکه کار میکنیم تا زندگیمان را داشته باشیم و تلاش میکنیم که کار با کیفیت تولید و اجرا کنیم تا مخاطب هم بپسندد. واقعیت این است که کار میکنیم تا زنده بمانیم.
الهه زحمتی: وقتی جلسات اول تمرین کار را شروع کردیم احتمال وقوع جنگ وجود داشت. وقتی بعد از عید و در دوران آتشبس علیرضا معروفی با من تماس گرفت و گفت که قصد دارد کار را روی صحنه ببرد، تحسیناش کردم. برای من تحسینبرانگیز بود که یک کارگردان در شرایط جنگی تصمیم میگیرد کار را تولید و اجرا کند. ما بچههای تئاتر دوست داریم وقتی اثری را تمرین و تولید میکنیم به اجرا برسد تا مخاطب کارمان را ببیند ولی من چشماندازی نداشتم که آیا با شرایطی که در آن به سر میبریم «دیکتهطور» به اجرا میرسد یا نه.

زحمتی: همیشه و در همه مراحل زندگیام تئاتر حال من را خوب کرده و برای من درمانگر بوده استتنها دلیل و انگیزه حضور من در این کار و تمرین مجدد برای اجرای «دیکتهطور» این بود که حال خودم خوب بشود زیرا به دلیل شرایط جنگ دچار استرس زیادی شده بودم. همیشه و در همه مراحل زندگیام تئاتر حال من را خوب کرده و برای من درمانگر بوده است. احساس کردم دور هم جمع شدن و درگیر تمرین و تولید «دیکتهطور» شدن حال من را خوب میکند که خدا را شکر این اتفاق افتاد. تک تک اعضای گروه خیلی خوب و حرفهای و بدون چشمداشت در تمرینها حضور پیدا کردند و با این تصور که شاید کار به سرانجام و اجرا نرسد دور هم جمع شدیم و کار کردیم. مهم برای ما این بود که در کنار هم یک کار هنری انجام میدهیم.
خوشبختانه و در عین حال ناباورانه به اجرا رسیدیم. هر روز که به اجرای اول «دیکتهطور» نزدیک میشدیم بیشتر صدای از سرگیری جنگ به گوش میرسید و من دعا میکردم که حداقل بتوانیم یک شب نمایش را روی صحنه ببریم که خوشبختانه به اجرا رسیدیم.
کیمیا خلج: در چند جلسهای که پیش از شروع جنگ برای تمرین «دیکتهطور» دور هم جمع میشدیم، هر روز خیلی خوشحال بودیم که با هم هستیم و تمرین میکنیم زیرا این دور هم بودن و کار کردن باعث میشد استرسهایمان را دور بریزیم و همراه تولید کاری میشدیم که دوستش داشتیم. در دوران جنگ جزو آدمهایی بودم که خیلی میترسیدم ولی تهران و خانهام را ترک نکردم و همیشه به دنبال کاری بودم که مجددا من را به جریان زندگی برگرداند به همین خاطر وقتی علیرضا معروفی تماس گرفت و گفت که قصد اجرای «دیکتهطور» را دارد خیلی خوشحال شدم.

خلج: وقتی تصمیم به اجرای «دیکتهطور» گرفتیم برخی میگفتند که چرا میخواهید کار کنید و برخی نیز تشویقمان میکردند که کار کنیمیکی از شاخصههای تئاتر که در گروه ما هم وجود دارد یکدلی، مهربانی و همراهی است. همه نسبت به هم انرژی مثبت داشتیم و ذوق میکردیم که سر کار حاضر شویم. اینکه حالمان خوب است یک بخش ماجرا است و بخش دیگر این است که دوست داشتیم کار کنیم. اتفاقا وقتی تصمیم به اجرای «دیکتهطور» گرفتیم برخی میگفتند که چرا میخواهید کار کنید و برخی نیز تشویقمان میکردند که کار کنیم. در کل من از تجربه «دیکتهطور» خیلی راضی هستم و اگر زمان به عقب بازگردد باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم چون هم حال خودم خوب بوده و هم حالم با کاری که انجام دادهام خیلی خوب است.
مجید رحمتی: میخواهم از واژهای استفاده کنم که شاید دوستانی که این مصاحبه را بخوانند ناراحت شوند؛ «ما نمیترسیم». احساس میکنم من و گروهی که در «دیکتهطور» با هم همکاری میکنیم خیلی نترس هستیم. ما نه از کمبود مخاطب میترسیم، نه از بستهنشدن قرارداد میترسیم، نه از هجمه و حرفهایی که دیگران درباره ما میگویند میترسیم، ما از هیچ چیزی نمیترسیم.
این اولین تجربه همکاری من با علیرضا معروفی است و پیش از این قرار بود در نمایشهای «تلفات» و «جریان» با هم همکاری کنیم که میسر نشد. وقتی درباره اجرای «دیکتهطور» با من صحبت کرد استقبال کردم و به او گفتم که برویم در دل کار و آن را اجرا کنیم. در دوران کرونا برای گروه خودمان که عضوش هستم هم همین اتفاق افتاد و جزو پیشتازانی بودیم که اثر تولید و اجرا کردیم در حالی که دوستان دیگری که داعیه تئاتر کارکردن و هنرمند بودن را دارند در کنج خانههای خود نشسته بودند و فقط کسانی را که کار میکردند، مورد انتقاد قرار میدادند.
در اتفاقات اجتماعی سال ۱۴۰۱ هم در صحنه حضور داشتیم و همان زمان با آقای محمد رحمانیان نمایشی را در سالن تئاتر شهرزاد اجرا میکردیم. قبل و بعد از آن هم در شرایط مختلف تئاتر کار کردیم و روی صحنه بودیم.
رحمتی: ما نه از کمبود مخاطب میترسیم، نه از بستهنشدن قرارداد میترسیم، نه از هجمه و حرفهایی که دیگران درباره ما میگویند میترسیم، ما از هیچ چیزی نمیترسیمناراحت میشوم از افرادی که به دیگران انگ میزنند زیرا این انگها برخورنده است. خودم به شخصه شنیدهام که به من میگفتند «حکومتی» یا «آدم جمهوری اسلامی» هستم. من، مجید رحمتی کروهرودی بچه اراک، جزو هیچ دسته و رسته و حزبی نیستم. حزب من هنر و تئاتر است. اگر خداوند استعداد و ودیعهای را از کودکی نزد من قرار داده است، احساس میکنم به عنوان یک هنرمند رسالتی بر دوش دارم که برای مردم زمانه خودم حرفی برای گفتن داشته باشم.
به نظر من باید به کسی که در کنج خانه خود مینشیند، سیگار میکشد و حرفهای روشنفکری میزند و در فضای مجازی ما را مورد نقد قرار میدهد، بگوییم که هنر نیازی به آنها ندارد و اگر نباشند هم به نفع هنر خواهد بود. دست کسانی را که در این سالها نسبت به مردم دغدغهمند بودند و کار کردند، میبوسم زیرا آمدند و سنگر را خالی نکردند و تئاتر به صحنه بردند و اندیشهشان را انتقال دادند. به دلیل شرایطی که طی چند سال اخیر تجربه کردیم، جامعه ما بسیار عصبی است و همه با هم دعوا دارند و گرفتار مشکلات اقتصادی و اجتماعی هستند. هنرمندان در این میان وظیفهای بر عهده دارند.

تجربه ثابت کرده در دورههای مختلف سیاسی و اجتماعی که ما و چندین گروه دیگر شروع به کار و فعالیت میکردیم، همان کسانی که پشت سر ما حرف میزدند وقتی شرایط فعالیت را مساعد دیدهاند، شروع به تولید و اجرای تئاتر کردهاند. باید از آن آدمهای فرصتطلب که به دیگران انگ میزنند پرسید تا الان کجا بودید؟ من از اینکه به راحتی به ما انگ میزنند خیلی ناراحت میشوم.
ما هم به همراه مردم در همین کشور زندگی میکنیم و مردم مخاطبان ما هستند و وظیفه ما این است که با آثارمان حرفی برای گفتن به مردم داشته باشیم. اگر حرفی برای گفتن نداریم نباید روی صحنه برویم. در دورهای در اداره تئاتر، نمایشی را به عنوان کارگردان روی صحنه برده بودم، زندهیاد استاد حمید سمندریان به تماشای کار نشست و بعد از آن به من گفت «بچه، تئاتری کار کن که درد مردم را بگوید». همان یک جمله استاد سمندریان حجت را بر من تمام کرد.
در این شرایط هم وقتی علیرضا معروفی پیشنهاد اجرای «دیکتهطور» را داد، نه نگفتم. در شرایطی قرار گرفته بودیم که حال همهمان بد بود، زمانی تولید کار را شروع کردیم که اتفاقات اجتماعی و جنگ باعث توقف تمرین و تولید «دیکتهطور» شد. حدود ۵۰ روز صبر کردیم، شرایط مناسب شود تا تمرین و تولید کار را از سر بگیریم. البته الان هم در یک بلاتکلیفی به سر میبریم و این بلاتکلیفی بر نوع اجراهای تئاتر و جذب مخاطب تأثیر گذاشته است. بخشی از این بلاتکلیفی به هنرمند مربوط است. هنرمند باید نترس باشد و پای کار بیاید. من در تئاتر جهادی هستم و جهادی کار میکنم. البته باید به این نکته هم توجه کرد که بودجه تئاتر بسیار ناچیز است و هر چقدر هم که فعالیت کنید معیشت زندگی را تأمین نمیکند. کل بودجه تئاتر کشور به اندازه دستمزد یک بازیکن فوتبال هم نیست و این خندهآور است.
بسیاری از هنرمندانی که من با آنها عاشق تئاتر شدم الان یا خانهنشین هستند، یا جذب پلتفرمها شدهاند یا به مشاغل دیگر مشغول هستند تا بتوانند زندگیشان را تأمین کنند. چرا کسی به این وضعیت توجه نمیکند؟ چرا چشماندازی برای نسل جوان و با استعدادی که وارد عرصه میشوند، تعریف نمیشود؟ برای سالنهای خصوصی هم تخصص ملاک نیست بلکه ملاک کارت بانکی افراد متقاضی است.

در این شرایط به همه پیشنهاد میدهم که نترسید و کار کنید. من به علیرضا معروفی برای شجاعتش تبریک میگویم چون میبینم که با چه خون دلی کار را تولید و اجرا کرد.
سلگی: مدیری که خود حقوق میگیرد و بدون حقوق کار نمیکند، از جایگاه مدیریت خود سوءاستفاده میکند تا گروههای تئاتر را ترغیب کند که کار کنند ولی هیچ گونه حمایتی از آنها نمیکندایمان سلگی: بحث جهادی کار کردن خیلی درست است ولی بیتعارف در جامعهای زندگی میکنیم که برخی از افراد دلال هستند. مدیری که خود حقوق میگیرد و بدون حقوق کار نمیکند، از جایگاه مدیریت خود سوءاستفاده میکند تا گروههای تئاتر را ترغیب کند که کار کنند ولی هیچ گونه حمایتی از آنها نمیکند. بازیگر شناختهشدهای را دیدم که با وانت باربری میکند تا بتواند زندگی خود را تأمین کند. مدیری که در وزارتخانه یا سازمانی نشسته است وقتی از گروهی میخواهد که چراغ تئاتر را روشن نگه دارد باید از آنها حمایت کند نه اینکه از حسن نیت گروههای تئاتر سوءاستفاده کند.
در شرایط کنونی که فضای مجازی در دسترس نیست باید در زمینه تبلیغات با نصب بنر و پوستر از گروهها حمایت کنند ولی تماشاخانه ایرانشهر که ما در آن اجرا داریم حتی این حمایت جزیی را هم از ما ندارد. علاقه گروهها و هنرمندان تئاتر برای کار کردن دستمایهای برای سوءاستفاده مدیران شده است.
علیرضا معروفی: در زمان کرونا وقتی اجرا داشتیم با ۷۰ روز تعطیلی مواجه شدیم. در آن زمان آقای قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی بود. در آن ۷۰ روز تعطیلی پیامک بانک آمد و دیدم که ۴۵ میلیون تومان پول به حسابم واریز شده است. با مدیر تئاتر شهر تماس گرفتم و به من گفت که از ادارهکل هنرهای نمایشی این مبلغ به عنوان تنخواه به حسابم واریز شده است. خیلی از این اتفاق خوشحال شدم ولی مدیر تئاتر شهر گفت که متأسفانه دیگر چنین اتفاقی در تئاتر ایران رخ نخواهد داد. واقعا هم دیگر چنین اتفاقی رخ نداد.
در روزهای آتشبس صحبت از بازگشایی تئاترها شده بود و من به شخصه فکر میکردم وزارت ارشاد و شهرداری تهران حداقل برای کمک به گروهها تعدادی از بلیتهای اجراها را خریداری میکنند یا در تبلیغات به گروهها کمک خواهند کرد اما هیچ اقدامی در حمایت از گروهها انجام نشد. با وجود اینکه در تماشاخانه ایرانشهر اجرا داریم سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران هم حمایت خاصی از اجرا حتی در زمینه تبلیغات نداشت. تنها قولی که به ما داده شده این است که مبلغ ۲۰ درصد سهم سالن از ما گرفته نشود که امیدوارم به قولشان عمل کنند.
ایمان سلگی: در زمان کرونا هم وعده داده شد که با توجه به پروتکلهای بهداشتی نصف ظرفیت سالن باید بلیت فروشی داشته باشد و نصف ظرفیت باقیمانده در قالب حمایت مالی به گروهها پرداخت میشود ولی شاهد بودیم که چنین اتفاقی رخ نداد.
مجید رحمتی: بگذارید یک موضوع که جنبه طنز دارد را برایتان بگویم. پدر من وقتی میزان بودجه تئاتر را شنید برایش بسیار خندهدار و عجیب بود. گفت که کل تئاترتان چند؟ تئاترتان را به من و عموهایتان بفروشید تا در آن سرمایهگذاری کنیم. به من گفت وقتی بودجه کل تئاتر در طول سال ۴۰ میلیارد تومان است به چه کسی چه چیزی میرسد که این همه کار تئاتر را جدی گرفتهاید؟
* در کارنامه کاری شما نمایش «جریان» متفاوت از کارهای دیگر شما است. «جریان» در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا شد که انتخاب مناسبی نبود. ضمن اینکه اصلا این کار از جنس کارهای علیرضا معروفی که «تنها»، «تلفات» و «دیفنهیدرامین» را ساخت نبود. و حالا هم که «دیکتهطور» روی صحنه است؛ کاری که باز هم با «جریان» بسیار متفاوت است. درباره روندی که از «جریان» تا «دیفنهیدرامین» و «دیکتهطور» طی کردید بگویید.
علیرضا معروفی: هنرمند فرزند زمانه خود است؛ «جریان» در شرایطی نوشته و اجرا شد که چند روزنامهنگار در بند بودند. من راجع به این قشر از جامعه نوشتم؛ راجع به کسانی که اهل قلم هستند. برای بیان دغدغه خود روایت را به سمت شهید آقامرتضی آوینی بردم که البته اشاره مستقیم به شخصیت شهید آوینی هم نداشتم و شخصیت اصلی نمایش ما «آقا مصطفی» نام داشت. ضمن اینکه در مرحله بازبینی هم کار گرفتار ممیزیهای مختلفی شد. «جریان» دغدغه آن روزهای من بود اما «دیفنهیدرامین» ویژگی دیگری داشت و یک ماجرا سالها من را تحت تأثیر قرار داده بود.
برخی نمایش «جریان» را دوست داشتند و مورد پسند برخی هم قرار نگرفت. «تنها»، «تلفات» و «دیفنهیدرامین» را اکثر مخاطبان و افراد دوست داشتند.
ادامه دارد …









































