یک روانشناس گفت: اینکه نظام روانی هر فرد چقدر درگیر تهدیدهای یک بحران مانند جنگ شود یا بتواند از فرصتهای آن استفاده کند، به پیشینه نظام روانشناختی و سلامت روانی فرد بستگی دارد.
حسین محمدی روانشناس در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: جنگ یک بحران است و بحران همیشه با تهدید و فرصت همراه است؛ برای نظام روانی افراد نیز این تهدیدها و فرصتها بسیار زیادند.
وی افزود: اینکه نظام روانی هر فرد چقدر درگیر این تهدیدها شود یا بتواند از فرصتها استفاده کند، در درجه اول به پیشینه نظام روانشناختی، سلامت روانی فرد و میزان انعطافپذیری روانی او بستگی دارد و با توجه به این پیشینه، افراد مختلف در مواقع بحرانی مثل جنگ، رفتارها و واکنشهای متفاوتی دارند.
محمدی ادامه داد: فردی ممکن است دچار ترس و اضطراب شدید شود و نظام روانیاش اینگونه مورد تهدید واقع شود؛ اما همین اضطراب در زمان جنگ، فرصت بسیار خوبی است برای درمان مشکلات در لایههای عمیقتر نظام روانی. و این مداخله درمانی اگر به موقع انجام نشود؛ بعد از دوره بحران (جنگ) مشکلات درونروانی عیانتر شده و از جمله به شکل افسردگی، وسواس یا مشکلات زوجی و خانوادگی بروز پیدا میکند.
این روانشناس اظهار کرد: در حقیقت نظام روانی انسان به دنبال تعادل است و وقتی بحرانی مثل جنگ این تعادل را برهم میزند؛ نظام روانی تلاش میکند تا به بخشهای آسیبدیده یا آسیبپذیر بیشتر رسیدگی کند.
وی گفت: در زمان جنگ دوازده روزه، این واقعیت را به روشنی در برخی از مراجعین میدیدم؛ افرادی که دچار اضطراب بالایی بودند این اضطراب بالا به گونههای مختلف افراد را به خواب زیاد، پُرخوری، روابط جنسی افراطی، خودارضایی زیاد، سوء مصرف مواد مخدر و مشروبات الکی، کار بیش از حد یا خیالپردازی منفعلانه افراطی سوق داده بود که همه اینها، واکنشهایِ ناسالمِ نظامِ روانی برای نظمدهی به تعادل روانی به هم خورده هستند ، به همین دلیل بعد از جنگ، مشکلات جسمی و روانی در برخی افراد بیشتر میشود.
محمدی در پایان خاطرنشان کرد: از منظر دیگر بحرانی مثل جنگ مانند یک شوک به قلبی است که از کار افتاده است؛ به همین دلیل بیماریهایی مثل افسردگی، موقتا در زمان جنگ کاهش پیدا میکنند و جای خود را به اضطراب میدهند که اضطراب فرصتهای بیشتری را برای درمان مشکلات عمیق روانی ایجاد میکند و از این فرصتها برای مداخلههای به موقع درمانی باید استفاده نمود.







































