قدرت خیابان در هندسه حکومت علوی
قدرت خیابان در هندسه حکومت علوی

در نهج‌البلاغه، تأثیر حضور مردمی بر تصمیم‌گیری امام مسلمین در سه قالب «نصرت»، «عصیان و خذلان»، و «امر و نهی» صورت‌بندی شده است.

یادداشت مهمان_حجت الاسلام محمد عشایری منفرد، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی (ص) العالمیه: در نهج‌البلاغه «تأثیر حضور مردمی بر تصمیم‌گیری امام مسلمین» در سه نوع، صورت‌بندی شده است:

حضور برای نصرت امام

نوع اول در آنجا بود که «جامعه‌ی خلافت‌زده‌ی پس از پیامبر»، پر از سیری شکمبارگان و گرسنگی گرسنگان شده بود و بازگرداندن این «جامعه‌ی پر از ظلم» به تنظیمات عصر نبوت، هرچند آرزو و مأموریت امیرالمؤمنین بود اما آن‌قدر دشوار یا غیرممکن بود ‌که حضرت، در ابتدا حاضر به قبول این کار نبودند (دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی). در این عرصه مردم، در شهر حاضر شدند ولی نوع کنشگری آنها از سنخ «نصرت» بود. این «نصرت» مردمی چنان اثرگذار بود که «حجت» را بر امام تمام کرد (لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِیَامُ اَلْحُجَّهِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِر…) و موجب شد که حضرت تن به اتخاذ این تصمیم دشوار (بازگرداندن جامعه از تنظیمات خلفا به تنظیمات عصر نبوت) بدهد.

حضور اما برای عصیان و خذلان امام

نوع دوم، آنجا است که حضرت، پس از جنگ نهروان، می‌خواهد آخرین نبرد را با شام، که کانون «شکمبارگان سیر» بود، رقم بزند تا مسیر «بازگرداندن جامعه به تنظیمات عصر نبوت» هموار شود. در این‌جا نیز مردم، حضور دارند؛ در مسجد و میادین شهر پای سخنرانی‌های علی ع می‌نشینند اما کنشگری آنها از سنخ «نصرت» نیست بلکه گاه کنشی است از سنخ «جنگ‌گریزی» (فَأَنْتُمْ وَ اَللَّهِ مِنَ اَلسَّیْفِ أَفَرُّ) و گاه واکنشی است از سنخ «خذلان و عصیان»؛ و در مجموع، موجب عقیم شدن تصمیمات امام خود می‌شوند (وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ اَلْخِذْلاَنِ) چرا که امام مسلمین برای به نتیجه رساندن تصمیماتش به یارانی مطیع نیاز دارد (لاَ رَأْیَ لِمَنْ لاَ یُطَاعُ).

حضور اما برای امر و نهی امام

سومین نوع، در جایی است که مردم حضور خیابانی دارند اما حضورشان نه از سنخ نصرت است و نه از سنخ عصیان و خذلان است بلکه در صحنه حاضر می‌شوند تا امام خود را امر و نهی کنند! (لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ اَلْیَوْمَ مَأْمُوراً وَ کُنْتُ أَمْسِ نَاهِیاً فَأَصْبَحْتُ اَلْیَوْمَ مَنْهِیّاً)! چنان‌که در صفین نیز مردم، حاضر بودند اما به جای فرمان‌پذیری از امیرالمؤمنین به ایشان فرمان می‌دادند! (أَ لَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ اَلْمَصَاحِفَ حِیلَهً وَ غِیلَهً وَ مَکْراً وَ خَدِیعَهً: إِخْوَانُنَا وَ أَهْلُ دَعْوَتِنَا اِسْتَقَالُونَا؟»