فناوری VR با شبیهسازی محیطهای بحرانی به ابزاری برای درمان زخمهای پنهان نبرد تبدیل شده تا با مواجهه کنترلشده، تابآوری روانی آسیبدیدگان را ارتقا دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، جنگ، تجربهای مخرب و دگرگونکننده است که پیامدهای عمیق و طولانیمدتی بر سلامت روان افراد و جامعه بر جای میگذارد. درگیریهای مسلحانه با خشونت عریان، از دست دادن عزیزان، آوارگی، تخریب خانهها و بیثباتِ مداوم، میتواند منجر به طیف وسیعی از اختلالات روانی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب، سوءمصرف مواد و افزایش خشونت خانگی شود. این آسیبهای روانی، نه تنها کیفیت زندگی فردی را به شدت کاهش میدهند، بلکه بر عملکرد خانوادهها، روابط اجتماعی و در نهایت، بر ظرفیت جامعه برای بازسازی و پیشرفت تأثیر منفی میگذارند.
از دیدگاه علوم شناختی، رویدادهای تروماتیک مانند جنگ، میتوانند ساختارهای عصبی مغز، فرآیندهای حافظه، تنظیم هیجانات و تواناییهای شناختی افراد را مختل کنند. این اختلالات، در صورت عدم درمان، میتوانند مزمن شده و به چرخهای از رنج و ناکارآمدی منجر شوند. کودکان که مغز آنها در حال رشد است، بهویژه در برابر تروماهای جنگ آسیبپذیرند و ممکن است دچار مشکلات رشدی، یادگیری و رفتاری شوند که آینده آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. علاوه بر این، انگل اجتماعی (استیگما) مرتبط با مشکلات سلامت روان، اغلب مانعی بزرگ برای جستجوی کمک توسط افراد آسیبدیده است.
تجارب کشورهایی که با جنگ مواجه بودهاند، به وضوح نشان میدهد که نادیده گرفتن ابعاد سلامت روان در دوران بحران و پس از آن، میتواند فاجعهبار باشد. در مقابل، کشورهایی که به طور مداوم با شرایط بحرانی مواجه هستند، سیستمهای خدمات سلامت روان اضطراری را توسعه دادهاند تا به سرعت به نیازهای روانشناختی جمعیت پاسخ دهند. همچنین، برنامههای توانبخشی و مشاوره روانشناختی برای رزمندگان و بازماندگان جنگ در کشورهایی مانند کلمبیا و ویتنام، اهمیت حیاتی این خدمات را در بازگشت به زندگی عادی و کاهش بار اختلالات روانی نشان میدهد.
بنابراین، «دسترسی به خدمات سلامت روان و حمایت روانی-اجتماعی» نهتنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک سرمایهگذاری ضروری برای حفظ و ارتقای تابآوری شناختی جامعه است. این خدمات با ارائه ابزارهای مقابلهای، درمان اختلالات و کاهش اَنگ (بدنامی اجتماعی)، به افراد کمک میکنند تا زخمهای روانی خود را التیام بخشند، تواناییهای شناختی خود را بازیابند و به عنوان اعضای فعال و سالم به جامعه بازگردند. بدون توجه کافی به این جنبه حیاتی، هرگونه تلاش برای بازسازی فیزیکی و اقتصادی، ناقص و ناپایدار خواهد بود.
اهداف اصلی
اهداف اصلی در دسترسی به خدمات سلامت روان و حمایت روانی-اجتماعی شامل موارد زیر است:
– کاهش شیوع اختلالات روانی مرتبط با جنگ (PTSD، افسردگی، اضطراب).
– افزایش آگاهی عمومی در مورد سلامت روان و کاهش اَنگ مرتبط با آن.
– ارائه ابزارها و مهارتهای مقابلهای به افراد برای مدیریت استرس.
– حمایت ویژه از گروههای آسیبپذیر.
گروههای مخاطب
عموم جامعه، بازماندگان جنگ، رزمندگان، امدادگران، کودکان، خانوادههای داغدیده، کادر درمانی و معلمان از مخاطبان اصلی این گزارهبرگ هستند.
اهم راهبردها و راهکارها
اصلیترین راهبردها و راهکارها برای دسترسی به خدمات سلامت روان و حمایت روانی-اجتماعی شامل موارد زیر است:
استقرار خدمات سلامت روان اضطراری و پایدار
راهکار: راهاندازی خطوط تلفن اضطراری (Hotlines) و مراکز مشاوره سیار برای ارائه کمکهای اولیه روانشناختی در مناطق آسیبدیده؛ آموزش و گسترش تعداد متخصصین (روانشناسان، مشاوران، مددکاران اجتماعی) و روانشناسان جامعهنگر؛ ایجاد کلینیکهای سیار و پلتفرمهای مشاوره آنلاین برای دسترسی آسانتر. (تجربه اوکراین در آموزش نیروهای محلی برای ارائه PFA).
کاهش اَنگ و افزایش آگاهی در مورد سلامت روان
راهکار: برگزاری کمپینهای عمومی رسانهای با حضور چهرههای شناختهشده برای صحبت در مورد اهمیت سلامت روان و عادیسازی جستجوی کمک؛ تولید محتواهای آموزشی ساده و قابلفهم در مورد علائم استرس، اضطراب و افسردگی و راههای مقابله اولیه. (تجربه انگلستان و کانادا در کمپینهای کاهش اَنگِ سلامت روان).
آموزش مهارتهای مقابلهای و تابآوری
راهکار: برگزاری کارگاههای آموزشی برای عموم مردم، معلمان و والدین در مورد تکنیکهای مدیریت استرس، ذهنآگاهی (Mindfulness)، تنظیم هیجان و تقویت تابآوری. این آموزشها میتواند به صورت حضوری یا آنلاین ارائه شود. (تجربه کشورهای اروپایی در آموزش مهارتهای مقابلهای به پناهندگان و جوامع میزبان).
حمایت متمرکز از گروههای آسیبپذیر
راهکار: طراحی برنامههای حمایتی ویژه برای کودکان (بازیدرمانی، هنردرمانی)، نوجوانان (گروههای همتا)، خانوادههای داغدیده (مشاوره سوگ)، رزمندگان (بازپروری و مشاوره روانشناختی برای PTSD) و امدادگران (مشاوره برای فرسودگی شغلی)؛ ایجاد فضاهای امن و حمایتی برای این گروهها. (تجربه کلمبیا در برنامههای رواندرمانی برای قربانیان جنگهای داخلی).























